است : مىيابى يهود و طائفهاى از مشركين را كه آزمندترين مردم ميباشند نسبت بزندگى دنيوى .
من ميگويم : اگر جايز باشد كه موصوف - بنا بر عقيدهء ابو مسلم - حذف و صفت جانشين آن شود و كلمهء
مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا
جاى « طائفه » قرار گيرد پس چرا جايز نباشد بنا بر عقيدهء ابو على كه كلمهء « من » حذف و صفت كه عبارت است از
« يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ »
جانشين آن قرار گيرد و در اين صورت حذف جايز است و هر دو قول از نظر صورت و صفت يكسان و از معنا مختلف مىباشند نهايت بنا بر اين تقدير كلمهء « من » موصوفه است نه موصوله آن طوريكه ابو على تقدير ميكرد .
يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ
: دوست دارد يكى از ايشان كه هزار سال زندگى و عمر كند .
و ذكر « عدد هزار » براى آن است كه آن نهايت عددى است كه مجوس نسبت به يكديگر دعا ميكردند و بملوك تحيت ميگفتند ، چنين ميگفتند : زندگانى كن هزار نوروز و هزار مهرگان ، ابن عباس ميگويد : هنگامى كه يكى از آنان عطسه ميكرد ديگرى ميگفت : هزار سال بزى .
پس اين گروهى كه مىپندارند بهشت براى آنان است آرزوى مرگ نمىكنند و حرص آنان نسبت بزندگانى در دنيا از مشركين نيز بيشتر است و همين طور اين گروه چون ميدانند كه خداوند در آخرت كيفر كفر و عناد آنان را جهنم و عذاب دردناك قرار داده و اهل شرك ايمان بروز قيامت ندارند پس در حقيقت اينان بيشتر از مرگ گريزان و بزندگانى در دنيا آزمندتر هستند از مشركين زيرا كه آنان معتقد به بعثت نيستند .
وَ ما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذابِ أَنْ يُعَمَّرَ . . .
- و طول عمر هيچيك را از عذاب خداوند دور نمىسازد و نافع واقع نميشود زيرا كه عمر بالآخره تمام مىشود و فنا پذير است .
وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِما يَعْمَلُونَ
: و خدا به آنچه عمل ميكنيد دانا و آگاه است