تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
قوم گفتند : از خداوند بخواه آن گاو را از هر جهت براى ما روشن كند زيرا كه هنوز بر ما مشتبه است و بخواست خدا راه هدايت پيش گيريم ( 70 ) موسى گفت : خدا ميفرمايد : آن گاو آن قدر به كار رام نباشد كه زمين شيار كند و آب بكشتزار دهد و هم بى عيب و يك رنگ باشد ، قوم گفتند : اكنون حقيقت را روشن ساختى و گاوى بدان اوصاف كشتند ليكن نزديك بود در اين امر باز نافرمانى كنند

شرح لغات

بقره . . . - گاو ماده . هزواً . . . - سخريّه و بازى گرفتن . اعوذ . . . - پناه ميبرم . يبيّن . . . - توضيح دهد . فارض . . . - گاو بزرگ و پير و بعضى گفته‌اند كه آن گاوى است كه چند بچه زائيده و در اثر آن داخل شكم وسعت پيدا كرده است . بكر . . . - گاو كوچكى است كه باردار نشده باشد . عوان . . . - گاوى كه جوان باشد و يكى دو بچه زائيده باشد . فاقع لونها . . . - زردى تند و زرّين . ذلول . . . - گاوى كه در اثر كار و سوارى از كار افتاده . تثير . . . - شيار مىكند . حرث . . . - زمين مزروعى . مسلّمة . . . - خالى از عيب و نقص . لاشية . . . يك رنگ .