قوم گفتند : از خداوند بخواه آن گاو را از هر جهت براى ما روشن كند زيرا كه هنوز بر ما مشتبه است و بخواست خدا راه هدايت پيش گيريم ( 70 ) موسى گفت : خدا ميفرمايد : آن گاو آن قدر به كار رام نباشد كه زمين شيار كند و آب بكشتزار دهد و هم بى عيب و يك رنگ باشد ، قوم گفتند :
اكنون حقيقت را روشن ساختى و گاوى بدان اوصاف كشتند ليكن نزديك بود در اين امر باز نافرمانى كنند
شرح لغات
بقره . . . - گاو ماده .
هزواً . . . - سخريّه و بازى گرفتن .
اعوذ . . . - پناه ميبرم .
يبيّن . . . - توضيح دهد .
فارض . . . - گاو بزرگ و پير و بعضى گفتهاند كه آن گاوى است كه چند بچه زائيده و در اثر آن داخل شكم وسعت پيدا كرده است .
بكر . . . - گاو كوچكى است كه باردار نشده باشد .
عوان . . . - گاوى كه جوان باشد و يكى دو بچه زائيده باشد .
فاقع لونها . . . - زردى تند و زرّين .
ذلول . . . - گاوى كه در اثر كار و سوارى از كار افتاده .
تثير . . . - شيار مىكند .
حرث . . . - زمين مزروعى .
مسلّمة . . . - خالى از عيب و نقص .
لاشية . . . يك رنگ .