گاو را بيان نمود و هدف از اين دستور را روشن نكرد و از اين رو آنان گفتند چه ارتباطى ميان كشتن گاو و جريانى است كه بعنوان مرافعه به تو مراجعه كردهايم پس غرضى جز استهزاء و تمسخر در كار نيست .
قالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ . . .
- موسى گفت به خدا پناه ميبرم از اينكه در زمرهء نادانان باشم .
و اين تعبير دلالت دارد بر اينكه استهزاء جز از نادان صادر نمىشود زيرا كسى كه استهزاء مىكند از دو صورت بيرون نيست يا اين است كه خلقت و چگونگى آن را مورد استهزاء قرار ميدهد و يا كردارى از كردارهاى او را بباد سخريه ميگيرد و هيچكدام صلاحيت استهزا ندارد زيرا كه خلقت امرى است غير اختيارى و از دائره قدرت مخلوق بيرون است و از اين رو استهزاء به آن وجهى ندارد ، و كردار و عمل اگر زشت و ناپسنديده باشد در اين صورت لازم است كه صاحب آن آگاهى پيدا كرده و زشتى آن عمل به او معرّفى گردد تا در نتيجه انزجار و دورى براى او حاصل شود و استهزاء در برابر آن نادرست است و در حقيقت خود عمل زشت و گناه بزرگى است كه جز از نادان و يا نيازمند به آن تحقّق پيدا نكند .
پرسش چرا خداوند آنان را مأمور كشتن گاو از ميان حيوانات نمود و چه امتيازى براى گاو در اين جهت موجود بود ؟
پاسخ :
زيرا كه آنان در زمان گذشته گاو پرست بودند و منظور اين بود كه با كشتن گاو عظمت و بزرگى آن كه در گذشته معتقد بودند از بين برود و آنچه در نفس آنان در بارهء صلاحيت گاو براى پرستش راه پيدا كرده بود زائل گردد .
پرسش :
چرا خداوند مقتول را با كشتن موجود زندهاى حيات ثانوى بخشيد ؟