مىكنى كه در زمين فساد مىكند و خون مىريزد البتّه نه جواب صريح زيرا اگر مىخواست جواب صريح دهد مىفرمود : من كسى را كه خون مىريزد و فساد مىكند آفريدم از نظر علم من بمصلحت بندگان خود در تكليف .
و ضمناً اشاره به اين جهت فرمود كه بر بندگان است كه تسليم حكم و خواست خدا شوند چه ، او مصالح آنها را بهتر از خودشان ميداند و چيزهايى را مىداند كه آنها جاهلند .
سؤال ديگر اينكه خدا اسماء را به آدم آموخت چگونه دلالت بر علم غيب خدا دارد ؟
جواب برخى گفتهاند كه خدا همه اسمها را با معانى آنها به آدم آموخت تا زبانش بدانها گشوده شود . و از اين راه معجزهاى براى ملائكه اقامه نمود تا دليلى بر نبوّت حضرت آدم باشد و نيز عظمت شأنش و در اينكه خدا به او علمى داد كه كسى بدان نمىرسد مگر به ياد دادن خدا ، بيشتر روشن شود .
و خداوند در نتيجهء اين كار ، ملائكه را واداشت كه اولًا اعتراف كنند به اينكه خود چيزى نميدانند و ثانياً بدانند آدم آنچه را كه به آنان ميآموزد از خدا فرا گرفته است و بار ديگر بر ايشان قطعى و ثابت گردد كه جز از راه آموختن خداى بزرگ علام الغيوب راهى براى فراگيرى اسرار غيبى نيست .
و آنچه را كه ملائكه با دليل عقلى يافته بودند كه سر چشمه هستى و علم خداست اينك با مشاهده اين واقعه محكمتر گردد و از اين نظر آيهء كريمه مىفرمايد :
« أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
( آيا نگفتم بشما كه من ميدانم اسرار غيبى آسمانها و زمين را ) يعنى قبلًا با دليل عقلى برايتان روشن و واضح كردم .
ملائكه چگونه درستى سخن آدم را فهميدند ؟
سيد مرتضى مىگويد : در اين آيه كريمه سؤالى است كه من نديدم كسى از مفسّران بدان بپردازد و آن اينست كه وقتى آدم اسمها را براى ملائكه گفت و آنان