مثال بزند و دو كلمه استحياء و خشيت بمعنى هم استعمال شده است همانطورى كه در آيه كريمه :
« وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ »
. ( از مردم حيا ميكنى در صورتى كه خدا سزاوارتر است كه نسبت به او شرم و حيا كنى ) . كلمهء تخشى به معناى حيا ميكنى گرفته شده است . و بايد توجه داشت كه ريشه استحياء بمعنى ترك و امتناع از كارى است بخاطر ترس از آنكه مبادا آن كار پست و قبيح باشد .
« ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها »
: از پشّه و بزرگتر از آن يا بنا بقول برخى از مفسران :
مثال زدن به پشه و بالاتر از آن از جهت خردى و كوچكى است .
ربيع بن انس ميگويد : علت تشبيه به پشّه آن است كه چون اين حيوان تا گرسنه است زنده است و همين كه سير و فربه شد ميميرد . همچنين مردمى كه اين مثل در بارهء آنان زده شده است وقتى همه چيز برايشان فراهم شد و موقع كاميابى فرا رسيد كه ناگاه دست حق گريبان آنان را ميگيرد .
همانطورى كه آيه كريمه بيان مىكند :
« حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً »
: هنگامى كه بچيزهايى كه به آنان داده شد خوشحال و مغرور شدند ، ناگهان گرفتار پنجهء عدالت ما گشته و بكيفر اعمالشان رسيدند « 1 » .
امام صادق ميفرمايد : علت آنكه خداوند پشّه را ضرب المثل قرار داد . آنست كه پشّه با همه كوچكى بدنش آنچه خداوند در فيل با جثهء بزرگى كه دارد آفريده در پشه قرار داده است باضافه دو عضو ديگر .
و منظور پروردگار از مثال زدن به اين موجودات ريز ، آن است كه افكار مردم مؤمن را به موجودات عجيب و لطيف ( و ريز ) جهان متوجه سازد . و مثال زدن بحيوانات كوچك در ادبيات عرب فراوان است « 2 » .
هامش
( 1 ) آيه 44 از سورهء انعام .
( 2 )« ضربت عليك العنكبوت بنسجها * و قضى عليك به الكتاب المنزل »بافتههاى عنكبوت براى تو مثلى ( آموزنده ) است و اين همان حكمى است كه خداوند در كتابش براى تو كرده است .