است كه در آزمايش طلا و نقرهات فاسد و بى عيار از كار در آمد نه تو سبب فساد آن شدهاى و همانطور كه « اضلّ - يضلّ » - به معناى گمراه كرد و مىكند ميآيد همچنين به معناى « گمراه شد و مىشود » استعمال مىشود هم چنان كه ميگويند : « فُلانٌ أَضَلَ ناقَتُهُ » فلانى شترش را گم كرد نه آنكه عمداً شترش را گم كرده باشد بلكه چنين است كه شتر او گم شده است و از همين قبيل است مواردى كه نسبت گمراهى و فساد به كسى داده مىشود كه او آن فساد را انجام نداده ولى واقع شده است مثلًا ميگويند : فلان زن آن مرد را فاسد و گمراه و ديوانه كرد .
معنى اين كلمه اين است كه آن مرد بخاطر علاقه به او بيچاره و ديوانه شد نه آنكه آن زن واقعاً او را بيچاره يا ديوانه كرده باشد واى بسا آن زن چنين مردى را نديده و نشناخته است و اين نسبت گمراهى و ديوانگى و . . . از آن جهت است كه بسبب علاقه به آنها گمراه و فاسد يا ديوانه شدهاند بدون آنكه سبب اصلى و حقيقى آنان باشند .
3 - اضلال و گمراهى از آن جهت گاهى نسبت به خدا داده مىشود كه خدا آن لطف و مهربانى را كه نسبت بمؤمنين ( در اثر ايمان آنها ) دارد و در مواقع حسّاس و لب پرتگاهها ، با كمك غيبى جلوى سقوط آنان را مىگيرد . چنين رحمت و لطف را نسبت بكفّار و فاسقان ( به علت عناد و لجاجت خودشان ) نشان نميدهد و پس از ارشاد و راهنمايى ، راه را براى آنان باز گذاشته و هنگام سقوط ، با قهر و قدرت غيبى خويش جلوى سقوط حتمى را نگرفته و آنان را به حال خود وا ميگذارد . تا در منجلاب فساد . گناه سقوط كنند و در نتيجه گمراه شوند و از اين جهت ممكن است اضلال نسبت به خداوند داده شود و توجه داريد كه هيچگونه جبرى در كار نمىباشد .
( و بقول سعدى .
راهست و چاه و ديدهء بينا و آفتاب * تا آدمى نگاه كند پيش پاى خويش
چندين چراغ دارد و بيراهه ميرود * بگذار تا بيفتد و بيند سزاى خويش )
به تعبير آيهء شريفه :
« فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَ يَلْعَبُوا حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي