فاسقين - فسق و فسوق ، ترك اوامر خداوند است .
فرّاء ميگويد : خارج شدن و بيرون رفتن از زير فرمان اطاعت و بندگى را فسق گويند .
شأن نزول
ابن عباس و ابن مسعود شأن نزول آيه را چنين بيان ميكنند خدا در بارهء منافقان قبل از آيه دو مثال زد كه يكى آيه :
« كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً . . . »
« 1 » و ديگرى آيه
« أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ . . . »
« 2 » و منافقان پس از شنيدن اين دو آيه گفتند كه : خداوند بزرگتر است از اينكه اين گونه مثالها و تشبيهات را به كار برد . از اينجهت خداوند اين آيه را نازل كرد .
قتاده و حسن بصرى ميگويند : خداوند چون مثال به عنكبوت و مگس زد ، مشركان در بارهاش حرفها زده و سرزنش نمودند تا خدا اين آيه را نازل نمود .
[ تفسير ]
بنا بر اين معناى اين آيه اين است كه :
خداوند هنگامى كه صلاح دانست كه مطالب را در ضمن مثالها بيان كند ، در مثال زدن بچيزهاى كوچك و حيوانات خرد از كسى شرم و آزرم ندارد .
« إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها »
.
كلمهء استحياء كه بمعنى حيا كردن است در مورد كارهاى زشت و قبيح به كار ميرود كه انسان از انجام آن شرم دارد و آن را سبب نقص و عيب و سرزنش انجام دهندهاش ميداند . قرآن در برابر مردمى كه مثال زدن بحيوانات خرد و كوچك را سرزنش نموده و آن را زشت مىشمرند . ميفرمايد : مثل زدن به اين موجودات ريز و پست براى بيان مطلب ، شرم ندارد چه آن زشت و ناهنجار نيست .
و نيز گفته شد كه معنى
« لا يَسْتَحْيِي »
اينست كه خدا نميترسد « لا يخشى » كه
هامش
( 1 ) آيه 17 از سورهء بقره
( 2 ) آيه 19 از سورهء بقره