از قرآن را بياوريد و در آينده هم نخواهيد توانست ، و با آنكه ميدانيد كه قرآن از جانب خدا است با اين حال ، عناد و لجاجت ميورزيد ، پس شما در انتظار آتشى باشيد كه آتش زنه و مادّهء سوختنى آن را انسانها و سنگها تشكيل ميدهند . و براى كفّار آماده و مهيّا شده است . كلمه
« لَنْ تَفْعَلُوا . . »
كه براى نفى ابدى است دلالت مىكند كه حتى در آينده نخواهند توانست مانند قرآن حتى مانند يك سوره از قرآن را بياورند ، و خود دليل محكمى بر صحت و درستى نبوت پيامبر اسلام است . زيرا همانطورى كه معلوم شد تا بامروز هم نتوانستند مانند آن را بياورند و همين خبر دادن از آينده و مطابق شدن اين خبر با واقع ، خود معجزهاى است .
« فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي . . . . »
بترسيد از آتشى كه در نتيجه تكذيب از پيامبر بشما خواهد رسيد . با آنكه ميدانيد او راستگو است .
« وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ »
: ( هيزمهاى آن از سنگ و مردم است ) .
ابن عباس و ابن مسعود ميگويند مقصود از حجاره ( سنگ ) همان سنگ مخصوص كبريت و گوگرد است كه حرارتى شديد دارد .
و بعضى گفتهاند كه مراد از آن ، بتهايى است كه از سنگ ميتراشيدند اين دسته براى اثبات گفتار خود به آيه :
« إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ »
« 1 » :
( شما و آنچه را كه سواى خدا ( بتها ) مىپرستيد سنگ ريزه و آتش گيره جهنميد ) استدلال كردهاند .
برخى گفتهاند علت اينكه سنگ ( حجاره ) را آتش گيرههاى اين آتش معرفى مىكند اينست كه بعظمت و شدّت حرارت و هول انگيزى آن پى ببريم ، زيرا آتش در صورتى ميتواند سنگ را آب كند كه حرارت فوق العاده داشته باشد .
برخى ديگر علت ذكرش را ، اين ميدانند كه : چون بدن جهنميان براى هميشه ميسوزد و باقى ميماند و از بين نميرود ، همانند سنگى است كه آتش او سرخ شده و ميماند و آتش ديگرى از او بدست مىآيد و آيهء
هامش
( 1 ) آيه 98 از سوره انبياء