( 000 ، 000 ، 1 ) قبضه شمشير و هزار هزار قطعه پارچه حرير و پانصد هزار قطعه پارچهء ابريشمى زر دوزى شده و ده هزار زين و ركاب و لگام ( اسبان ) و دوالها ( تسمههاى چرمى ) و ساير لوازم و هزار هزار ( 000 ، 000 ، 1 ) من نقره . اسكندر مدتى در كشور او اقامت كرد ، تا شهرى را كه به برج الحجاره « 1 » ( برج سنگى ) معروف است ، ساخت . و در آنجا پنج هزار تن از پارسيان را به عنوان رابط قرار داد ، و رئيسى را كه به نوكليديس « 2 » مشهور است بر ايشان گمارد . و از چين حركت كرد و روانهء سمت شمال شد ، و پادشاه چين با او بود ، تا به زمين شول « 3 » رسيدند . پس آنجا را فتح كرد و دو شهر در آنجا بنا نمود ، يكى شول و ديگرى خمدان « 4 » و به پادشاه چين دستور داد كه سپاهش را به خمدان اسكان دهد . و ( اسكندر ) يارانش را به عنوان رابطى در شول گمارد . سپس به سمت بيابان تركستان حركت كرد . تا آنكه بر تركان و شهرهايشان پيروز شد . امّا به كمك آن تركان ، شمارى تر ك سواران مشرقى از سمت شمال رسيدند ، كه در زمين فساد مىكردند .
پادشاه چين در ميان ايشان به كنگاش پرداخت و آگاه شد كه نزد ايشان غنيمتى غير از چهار پايان و آهن و خود و خفتان نيست . زيرا ايشان را از سمت شمال درياى اخضر « 5 » احاطه كرده كه راه عبورى در آن براى كسى نيست . و بر سمت مغرب و جنوب آن كوههاى سر به آسمان كشيدهاى قرار دارد ، كه كسى بدان نمىرسد و راهى براى عبور ندارد . و حتى براى عبور تركان نيز منفذى ندارد مگر شكاف تنگى كه مانند تسمهء باريكى است . و
هامش
( 1 )Tour de Pierre( 2 )NeocLides( 3 )SchouL( 4 )Khomdan، آخرين شهر از شهرهاى چين بوده كه بر لب درياى سبز قرار داشته است . حدود العالم ، ص 9 .
( 5 ) درياى اخضر را روميان اقيانوس مشرقى مىگفتند و عربها آن را بحر الاخضر خواندهاند . حدود العالم ، ص 9 .