ابو عبد اللّه دل مردم كتامه و پيروان آنها از قبايل بربر را به دست آورد . با تدابيرى با آنان مدارا كرده آنها را آموزش داد تا سرانجام آنان را به خود مايل كرد . همه دورش گرد آمده مطيعش شدند . آنگاه ابو عبد اللّه جنگ با بنى اغلب و ملوك بربر ( جنوب و مغرب ) اعم از مسلمان و مشرك را آغاز كرد و جنگ را ادامه داد تا اينكه مهدى - ابو محمد عبيد اللّه امام - مردى از ذريّهء حضرت فاطمه ( س ) - كه خداوند از او خشنود باد - كه عبيديان به دو منسوبند ، به او رسيد . مهدى همان است كه ابو عبد اللّه داعى او بود و مردم را به اطاعت او فراخواند ، و پس از آنكه ابو عبد اللّه مذكور مردم آنجا را به اطاعت مهدى واداشت با جنگهاى بسيار - كه بيان آن به درازا مىكشد - زمينه را براى حكومت او فراهم ساخت . عبيد اللّه مهدى قيروان و افريقيه را به تصرف درآورد و اين در سال ( 297 ق / 910 م ) بود .
288 - سپس ابو العباس برادر ابو عبد اللّه پيوسته بر عبيد اللّه منّت مىگذاشت و كارهايى را كه او و برادرش ( ابو عبد اللّه ) انجام داده بودند ، برمىشمرد . اين كار را آنقدر تكرار كرد كه عبيد اللّه را به ستوه آورد و خشم او را برانگيخت . از اينرو عبيد اللّه او و برادرش را در نيمهء جمادى الآخره سال ( 298 ق / 911 م ) به قتل رسانيد . ميان ورود ابو عبد اللّه ( شيعى ) به مغرب و كشتهشدنش هيجده سال فاصله بود . عبيد اللّه در ذى قعدهء سال ( 300 ق / 913 م ) ساختن شهر مهديه را آغاز كرد ، هنگام بناى شهر نام آن را از نام خود گرفت .
289 - دليل اينكه عبيد اللّه مهديه را ساخت ، چنانكه گفتهاند ، آن بود كه او در كتابهاى فتن و ملاحم - پيشگويىها - ديده بود ، كه مردى از قوم بربر سوار بر خر [ بنام ] ابو يزيد اعرج ( لنگ ) - نامش مخلد بن كيداد - به دشمنى فرزندان او برمىخيزد و فرزندان او را جز شهرى در فلان مكان و با فلان خصوصيات ، نجات نمىدهد . كار بر همين منوال شد و پيوسته ميان ابو يزيد و عبيديان جنگ و گريز بود تا اينكه امير اسماعيل ( المنصور ) به فرمانروايى رسيد و ابو يزيد را پياپى شكست داد . ابو يزيد با لشكريان خود به قلعهء
كتاب الجغرافية ( فارسى ) — صفحة 215
مساهمون: محمد بن أبي بكر الزهري الغرناطي
ص٢١٥