خرابى قادس
241 - اكنون باز مىگرديم به سخن در باب قادس و اينكه چگونه ويران شد .
در قادس بر كرانهء حوض بسيار بزرگى خانهء نهنگ واقع بود . اين خانه درى داشت كه يك ذراع از آن حوض داخل خانه مىشد ، در آن طلسمى بود كه نهنگ را در ماه ( مه ) به خود مىكشيد . همسر پادشاه سنت باطر « 1 » به او گفت :
« اگر درى در پايهء اين كوه ايجاد شود ، آب به اندازهء دو ذراع از دريا به اين رودخانه وارد مىگردد ، و نهر بزرگ ( تر ) مىشود و ماهى و نهنگ از دريا به آن وارد مىگردند ! » . پادشاه گفت : « اين كار را انجام نمىدهم چرا كه مىترسم سرزمين ما نابود ، شود » . در نتيجه همسرش به خاطر اين مطلب چند روزى از او قهر كرد ، تا پادشاه به او اجازهء اين كار را داد . زن به كارشناسان و صنعتگران فرمان داد تا ميان روطه و قادس مدخلى را كه اكنون كشتىها و قايقها به آن وارد مىشوند ، بگشايند . چون آب وارد شد و با نهر معروف به « وادى لكّه » [ پ
v
44 ] برخورد كرد ، آب آنچنان زياد شد و بالا آمد كه نزديك بود پل را فراگيرد ، و بدينسان آب طغيان كرده ، شهر قادس را غرق كرد و جز جزيرهاى كوچك از آن باقى نماند .
242 - در كنار اين نهر معروف به « وادى لكّه » مسلمانان به فرماندهى طارق با سپاه لذريق - پادشاه روم - مقابله كردند و پادشاه روم در اين محل كشته شد .
مسلمانان بر او و لشكريانش شمشير كشيدند تا به شهر استجه « 2 » رسيدند و شذونه « 3 » كه اكنون خالى و خراب است ، نخستين شهرهايى است كه مسلمانان در اندلس گشودند .
هامش
( 1 ) .Sanbatru .( 2 ) .'Istidja - Ecija ; cf . E . I . , II , I , Par C . F . Seybold .( 3 ) .Shaduna - Sidonia ou Sidona ; cf , Dozy , H . M . E . Passim .