تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب الجغرافية ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
مربع شكل مناره قرار گرفته است ، و در نوك تيز هرم مثلث شكل ، سنگ مرمر سفيد مربع شكلى به اندازهء دو وجب در دو وجب نصب شده كه روى آن مجسمهء انسانى است كه بسيار خوش ساخت و زيباست ، صورت مجسمه رو به مغرب ، در مجاورت دريا و متمايل به سمت شمال است ، دستش را به سمت شمال دراز كرده ، انگشتانش را بسته و با سبّابه‌اش به دهانهء خليجى به نام زقاق « 1 » اشاره مىكند كه از درياى بزرگ منشعب و ميان طنجه و جزيرهء طريف واقع شده است ، گويى انگشت مجسمه راه‌ها را نشان مىدهد . دست راست مجسمه از زير لباسش بيرون آمده و لباسش را گرفته است ، در همين دستش عصايى دارد كه گويى با آن به دريا اشاره مىكند . در نتيجه بسيارى از مردم گمان كرده‌اند كه آن كليدى است ، ولى اين سخن نادرستى است . مؤلف گويد : « بارها به آن نگاه كرده‌ام ولى در دستش كليدى نديدم ، تنها به خاطر ارتفاع زيادش چيزى شبيه عود كوچكى در دستش پيداست . كسى كه هنگام ويران شدن اين بت در آن‌جا حاضر بود ، از جملهء كارشناسانى بوده كه بر خرابى آن مناره نظارت داشته ، به من خبر داد كه در دستش عصايى به درازاى دوازده وجب بوده است كه در سر آن شكاف‌هايى مانند فرجله ( جدا از هم « 2 » ) داشته و به‌زودى نحوهء ويرانى اين مناره در جاى خود بيان خواهد شد . مسعودى در كتاب التنبيه و الاشراف « 3 » بنابر خبرهايى كه در باب ساخت اين مناره به او رسيده ، نوشته است ، اين مناره از بناهاى پادشاه ستمگرى است كه هفت بت در بلاد فرنگ ساخت ، به اين گمان كه اين‌ها ( بت‌ها ) پشتيبان
هامش
( 1 ) .al - Zukak ; cf . Bakri , 214 .( 2 ) . مصحح اين واژه را به فرجله تصحيح كرده كه به معناى ، پاها را از همديگر دور نهادن ( ر . ك : فرهنگ نفيسى ، ج 4 ، ص 2536 ) ، مجازا به معناى گشادگى است . ( 3 ) . ر . ك : التنبيه و الاشراف ، ( ترجمه ) ، صص 65 و 66 .
كتاب الجغرافية ( فارسى ) — صفحة 179 | محمد بن أبي بكر الزهري الغرناطي / محمد حاج صادق / حسين قرچانلو