تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
مناة ، الههء مرگ و أجل و عمر و مقدرات ، به صورت صخره‌اى بود كه در ساحل درياى سرخ ، در منطقهء هُذيل و خُزاعه ، ؛ بين مكه و مدينه نصب شده بود . اوس و خزرج براى حج به مكه مىرفتند و همراه با مردم وقوفات سه گانه را انجام مىدادند ، ولى سرهايشان را نمىتراشيدند و حج خويش را تمام شده نمىدانستند مگر بعد از آن كه به سوى مناة بروند و سرهايشان را آن‌جا بتراشند . « 1 » عزى درختى بود كه در وادى نَخلْة در شرق مكه به سوى طائف قرار داشت و مخصوص غطفان بود و اسلام آن را قطع كرد . « 2 » هُبل از جنس عقيق سرخ بود كه به صورت انسان تراشيده شده بود و دست راستش از طلا بود و تيرك‌هايى در جلويش قرار داشت و هنگامى كه در امرى با هم اختلاف مىكردند و يا مىخواستند به سفرى بروند يا عملى را انجام دهند ؛ نزد هُبل مىآمدند و با آن تيرك‌ها فال مىگرفتند و هر نتيجه‌اى كه خارج مىشد ؛ بدان عمل مىكردند . از جمله براى عبدالمطلب در قصّهء سر بريدن فرزندش عبداللّه با اين تيرك‌ها فال گرفتند . هم‌چنين براى طلب استخاره در امر ازدواج با اين تيرك‌ها فال مىگرفتند . آنها به هنگامى كه در مورد بچهء تازه متولد شده‌اى شك مىكردند ؛ هديه‌اى را به هُبل تقديم مىكردند و سپس به چوبه‌هاى تيرِ أزلام ( قِداح ) فال مىگرفتند و اگر « صريح » خارج مىشد فرزند را در نسبش صريح مىدانستند و اگر « ملصق » خارج مىشد ، آن را از خود نمىدانستند . « 3 » هر كدام از اين بت‌خانه‌ها ، داراى دربان و سرايدار بودند و در كنار دربان‌ها ، كاهن‌هايى بودند كه ادّعا مىكردند ، طائفه‌اى از جنّ در اختيار و گوش به فرمان آنها هستند كه آنها را از آنچه كه خداوند دربارهء مردم در ألواح مىنويسد ؛ مطلع مىكنند . از جمله مردانى كه ادّعاى كَهانت مىكردند ؛ عبارت بودند از : سُطيح‌الذئبى ، سَلَمَةالخُزاعى ، سَواد بن قارِب الدُّوسى ، شِقُّ بن مُصْعَب الأغارى ، عُزّى سَلَمة و عوف بن ربيعة الأسدى . « 4 »
هامش
( 1 ) . الاصنام ، ص 14 و المحبر ، ص 316 و معجم‌البلدان ، مادهء مناة . ( 2 ) . الاصنام ، ص 17 و طبرسى از مجاهد نقل كرده است ، ج 9 ، ص 266 و معجم‌البدان در مادهء عّزى . ( 3 ) . الاصنام ، ص 28 ، العصر الجاهلى ، ص 90 ، الحيوان ج 4 ، ص 461 . ( 4 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 16 و الاغانى ، ج 9 ، ص 70 و ج 15 ، ص 84 . گفته مىشود كه به سطيح گفته شد : اين علم را از كجا به دست آورده‌اى ؟ گفت : از جِنّ همراهم ياد گرفته‌ام كه او اخبار آسمانى را هنگامى كه خدا با موسى عليه السلام در طور سينا مناجات مىكرده ، شنيده است !