طورى كه عادتهاى قبيح به صورت امورى عادى در آمده بود و غارتگرى و چپاول و اسير كردن همديگر در ميانشان زياد شده بود و رباخوارى و شراب خوارى و قمار بازى در ميانشان متداول شده بود .
آنها جوانمردى را مىستودند و شجاعت را ستايش مىكردند ؛ ولى مفهوم شجاعت در ميانشان عبارت بود از اينكه شخصى افراد زيادترى را كشته و خون بيشترى ريخته باشد .
همچنين غيرت در ميانشان به اين معنا بود كه مردى دختران خويش را زنده به گور كند و وفادارى را به اين مىدانستند كه از عشيره و هم پيمانانشان در هر چيزى حمايت كنند ، چه اينكه براى امر حقى باشد يا براى امر باطلى :
قومٌ اذاالشرُّ أَبدى ناجِذَيه لهم * طاروا اليه زرافات و وحدانا
لايسألون اخا هم حين يندبهم * فىالنائبات على ما قال برهانا « 1 »
قومى هستند كه اگر شرِّ جنگ دندانهاى خودش را به آنها نشان دهد ، به صورت جمعى و انفرادى به سويش مىشتابند . و هنگامى كه به كمكِ برادر خويش مىروند هيچ دليل و برهانى از وى نمىخواهند .
تمدن اعراب
شكى نيست كه قبل از اسلام در جزيرةالعرب تمدنهايى وجود داشته است ؛ ولى اينها در بعضى از نقاط شبه جزيره بوده است نه در تمام آن ؛ همانند تمدن قوم سبأ ، اصحاب سدّ مأرب در يمن داراى تمدنى بودهاند كه جاى انكار نيست .
امّا چنين سرزمينهايى ، وجود تمدنى فراگير در تمام جزيرةالعرب را اثبات نمىكند ، به خصوص در منطقهء حجاز كه اصلًا از چنين تمدنى بهرهمند نبوده است و بلكه بوى اين تمدن عظيم را هم استثمام نكرده است . از همين رو ، فاتحان و جهانگشايان در تصرف اين منطقه رغبتى نداشتهاند و لشكرهاى روم و فارس كه جهان را در آن روزگار بين خود تقسيم كرده بودند ، هيچگاه براى تصرّفِ اين منطقه
هامش
( 1 ) . از قريط بن أُنيف از شعراى جاهليت ؛ چنانكه در شرح ديوان حماسه مزروقى ، ص 27 - 29 آمده است .