اخلاق اعراب در قبل از اسلام
منظور از اخلاق همان آداب اجتماعى است كه در ميان قبايل اعرابِ قبل از اسلام رايج بوده است و به طور كلى مىتوانيم خصلتهاى پسنديده و عمومى عرب را در چند سطر بيان نماييم :
عرب جاهليت - و به خصوص عربهاى مستعرب كه بعدها عرب شده بودند و از نسل حضرت اسماعيل عليه السلام به شمار مىرفتند - طبعاً سخاوتمند بوده و مهمانهايشان را اكرام مىكردند و هيچگاه به امانتها ، اگر چه بسيار كم باشد ، خيانت نمىكردند و پيمانشكنى را گناهى نابخشودنى مىدانستند و در گفتارشان صريح و داراى حافظهاى قوى بودند و در فن شعر و خطابه مهارت فوقالعادهاى داشتند .
آنها در شجاعت و جرأت ضربالمثل بودند و در اسب سوارى و تيراندازى مهارت بسيار داشتند و فرار كردن از جنگ را ننگ و عارى ابدى مىدانستند .
در مقابل اين خصلتهاى پسنديده به رفتارهاى زشتى آلوده بودند كه تمام اين كمالات را زايل مىكرد و اگر رحمت الهى شامل حالشان نمىشد و پيامبرى در ميانشان مبعوث نمىشد كه آنها را تزكيه كند ، امروزه ما با نسلى از عدنانىها زندگى نمىكرديم ؛ بلكه آنها به عربهاى منقرض شده ملحق مىشدند كه تنها قصه و افسانهاى از آنها در تاريخ به يادگار مىماند .
شيوع جهل و خرافات و فساد در ميانشان به حدى بود كه زندگيشان را شبيه زندگى حيوانات نموده بود و چنانكه تاريخ نقل مىكند ، جنگهايى در ميانشان وجود داشته كه گاه تا پنجاه و بلكه تا صد سال طول كشيده است و علّت شروع آتش جنگ هم مطلب كوچكى بوده است كه عادتاً قابل توجه نبوده است .
عدم وجود حكومت قدرتمندى كه دست سركشان و غارتگران را كوتاه كند ، و وضعيّت نامناسب شبه جزيره از جهت آب و علف ، باعث شده بود كه اكثريت اعراب از همان ابتدا ، زندگى چادرنشينى را برگزينند و در طول سال براى دستيابى به آب و علف بهتر در صحراها گردش كنند و هر جايى كه اثرى از آب و علف يافتند ، چادرهايشان را در اطراف آن بر پا كنند و هر گاه كه مطلع مىشدند مكان بهترى وجود دارد ، بار و بساط خويش را جمع مىكردند و كوچ خود را به سوى آن محل آغاز مىكردند .
جهل و فقر و فقدان يك نظام حاكم ، به صورت بارزى بر سراسر جزيرةالعرب سايه افكنده بود به