خواسته بودند ، از دل كوه به اذن الهى بيرون آورد و گفت : خداوند به شما دستور داده است كه يك روز از آب چشمه بنوشيد و يك روز آن را براى شتر ماده واگذاريد . يك روز سهم شما و يك روز سهم شتر ماده است . اين شتر ماده را آزاد بگذاريد تا در زمين خدا بچرد و در مورد آن انديشهء بد نكنيد كه عذاب فورى شما را فرا مىگيرد . « 1 » و هيچ راه فرارى از آن وجود نخواهد داشت .
اما آنها مكر و حيله كردند و شقىترين فرد خويش را براى كشتن شتر ماده استخدام كردند و او آن را پى كرد . آنگاه به صالح عليه السلام گفتند : اگر راست مىگويى ، عذاب الهى را بر ما نازل كن . صالح عليه السلام گفت : سه روز در خانههايتان خوش بگذرانيد و بدانيد كه وعدهء الهى تخلف ناپذير است . « 2 »
سپس مردم آن شهر و اطراف آن نسبت به صالح مكر و غدر كردند :
« تَقاسَمُوا بِاللَّهِ لَنُبَيِّتَنَّهُ وَأَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّهِ ما شَهِدْنا مَهْلِكَ أَهْلِهِ وَإِنَّا لَصادِقُونَ » « 3 » ؛ « فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ وَهُمْ يَنْظُرُونَ » « 4 » ؛ « فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ » « 5 » ؛ « وَأَنْجَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا وَكانُوا يَتَّقُونَ » « 6 » ؛
« هم قسم شدند كه او و كسانش را شبانه از بين ببريم و به خونخواهان آنها بگوييم كه ما از نابودىشان خبر نداريم و ما راست مىگوييم . » ؛ « از فرمان پروردگارشان سر باز زدند و همچنان نگاه مىكردند كه صاعقه آنها را در ميان گرفت » ؛ « و در خانههاى خود از پا در آمدند » ؛ « و كسانى را كه ايمان داشتند و پرهيزگار بودند نجات داديم » .
در كافى با اسناد از ابى بصير مىگويد : از ابو عبداللهالصادق عليه السلام در مورد آيهء :
« كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ فَقالُوا أَبَشَراً مِنَّا واحِداً نَتَّبِعُهُ إِنَّا إِذاً لَفِي ضَلالٍ وَسُعُرٍ » « 7 » ؛
« قوم ثمود نيز هشداردهندگان را تكذيب كردند و گفتند : آيا از بشرى پيروى كنيم كه از جنس خودمان است ؟ اگر چنين كنيم گمراهيم و ديوانه . »
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) ، 72 و شعراء ( 26 ) ، 156 و هود ( 11 ) ، 64 .
( 2 ) . هود ( 11 ) ، 65 .
( 3 ) . نمل ( 27 ) ، 49 .
( 4 ) . ذاريات ( 51 ) ، 44 .
( 5 ) . اعراف ( 7 ) ، 78 .
( 6 ) . نمل ( 27 ) ، 53 .
( 7 ) . قمر ( 54 ) ، 23 - 24 .