ادعاى پيامبرى به وسيله أسود عنسى
اسم وى ، عبهلة بنكعب عنسى مذحجى است و به خاطر سياهى چهرهاش به أسود ( سياه ) معروف شد .
همچنين او با پارچهاى كه از ليف خرما بافته شده بود ، دستارى بر سر مىبست و از اين جهت به ذى الخمار نيز معروف شد . و بنا به قولى به ذى الحمار ( صاحب الاغ ) معروف شد ؛ زيرا الاغى داشت كه آن را تعليم داده بود ، به اين صورت كه هر گاه به او مىگفت : زانو بزن ، زانو مىزد و سپس به او مىگفت : در مقابل ربّ خود سجده كن و الاغ سجده مىكرد !
أسود خودش را رَحمانُ اليمن ناميده بود . « 1 » او بعد از حجة الوداع ، يعنى پس از رفتن على عليه السلام از يمن رفت و بعد از وفات بادان ، حاكم ايرانى يمن ، خروج كرد . او از كاهنان شعبده باز بود كه با كارهاى عجيب و غريب ، چشمها را متوجه خود مىكرد ! او در منطقه كهف خبّان به دنيا آمده و همان جا بزرگ شده بود و خانهاش در آنجا بود . پس از ادعاى پيامبرى اش ، اهل نجران به وى وعدهء يارى دادند و قبيله مَذْحج به وى نامه نوشته ، از او حمايت كردند و اين اولين خروج از اسلام ، در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله بود كه در يمن رخ داد . « 2 »
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بعد از وفات بادان ، يعلى بن اميه را همراه با عبيد بن صخر سُلمى انصارى به يمن فرستاد .
سپس در نامهاى دستور داد كه به هر ترتيب ممكن أسود را به قتل برسانيد . او توصيه كرده بود كه پيام وى را به هر كسى كه توانايى كشتن أسود را دارد ، برسانيد .
فتنهء طليحه
طبرى از ابن عامر أسدى نقل مىكند : أواخر عمر پيامبر صلى الله عليه و آله مسيلمه در يمامه و أسود در يمن
هامش
( 1 ) . فتوح البلدان ، ص 113 - 115 .
( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 185 به نقل از سيف بن عمر تميمى .