دستور كتاب خداوند بر خويش حلال ساختهايد ، پس دربارهء زنان تقواى الهى پيشه كنيد و به خير و نيكى دربارهء آنها سفارش و وصيت كنيد .
اى مردم ! « به درستى كه مؤمنان باهم برادر هستند . » « 1 » و براى هيچ مؤمنى جايز نيست كه در مال برادرش تصرف كند مگر با رضايت او . آيا پيام الهى را ابلاغ كردم ؟ . . . خدايا تو شاهد باش .
اى مردم ! به هوش باشيد كه به دوران كفر و جاهليت بازنگرديد و خون همديگر را نريزيد . آگاه باشيد كه من در ميان شما چيزى را به وديعه گذاشتهام كه اگر بدان عمل كنيد ، هيچگاه گمراه نخواهيد شد : كتاب خدا و عترتم ، اهل بيتم را . « 2 » آيا پيام الهى را ابلاغ كردم ؟ . . . خدايا تو شاهد باش .
اى مردم ! همانا خداى شما يكى است ، و پدر شما يكى است ، همگى از آدم هستيد و آدم از خاك آفريده شده است . « همانا گرامىترين شما نزد خدا ، با تقواترين شماست . » « 3 » و يك فرد عرب بر يك فرد عجم هيچ برترى ندارد ، مگر به واسطهء تقوا . آيا پيام الهى را ابلاغ كردم ؟ . . . خدايا تو شاهد باش .
اى مردم ! همانا پروردگار نصيب هر وارثى را از ميراث معين كرده است و براى هيچ كس سزاوار نيست كه در بيشتر از ثلث اموالش وصيت كند . بدانيد كه فرزند منتسب به پدر و مادر واقعى مىباشد و جزاى زناكار سنگسار شدن است و اگر فرزندى خود را به غير پدر واقعىاش منتسب بكند و اگر بردهاى خود را به غير از مولاى واقعىاش متعلق بداند ، پس لعنت خدا و ملائكه و تمام مردم بر اوست و خداوند هيچ عملى را از او نمىپذيرد . والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته . » « 4 »
هامش
( 1 ) . حجرات ( 49 ) ، 13 .
( 2 ) . باب 36 و قسمت آخر از ج 21 بحارالانوار دربارهء حجة الواداع و حوادث مربوط به آن است كه از صفحهء 413 را شامل مىشود . مرحوم مجلسى خطبه را در اين بخش از كتاب از دو طريق نقل كرده است : يكى از خصال شيخ صدوق از عبدالله بن عمر ، ص 380 و ديگرى از المنتقى ، ص 402 كه اين خبر از صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 36 به روايت از امام صادق عليه السلام از امام باقر عليه السلام از جابر بن عبدالله انصارى مىباشد و در آن فقط لفظ « كتاب الله » آمده است . همچنين در مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1103 فقط « كتاب الله » آمده است . اما ابن اسحاق كه روايت را به صورت مرسل در سيرهاش ، ج 4 ، ص 250 نقل كرده ، آورده است كه : « كتاب الله و سنّة نبيّه ! »
براى بررسى بيشتر به كتاب رسالة حديث الثقلين از شيخ قوام الدين وشنوى قمى مراجعه كنيد كه از طرف دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه در سال 1374 ه . ق در قاهره و به وسيلهء مجمع التقريب بين المذاهب الاسلامية در سال 1416 ه . ق در تهران به چاپ رسيده است .
( 3 ) . حجرات ( 49 ) ، 13 .
( 4 ) . تحف العقول ، ص 29 - 30 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 111 كه در آن حديث ثقلين هم آمده است .