پس از آنكه خطبهء رسولالله صلى الله عليه و آله به اتمام رسيد ، ساكت و آرام شد و بلال شروع به اذان گفتن كرد .
پس از اذان ، آن حضرت شترش را خوابانيد و از آن پياده شد . سپس بلال اقامه را گفت « 1 » و پيامبر نماز ظهر را به جاى آورد و آنگاه بدون آنكه نماز ديگرى بخواند اقامه را گفت و نماز عصر را به جاى آورد .
پس از آن سوار ناقهاش ، قصواء شد و به سوى محل وقوف آمد . آنگاه شكم ناقهاش را به سوى صخرهها قرار داد و در اين حالت جبل المشاة در مقابل قرار گرفت و صورت آن حضرت صلى الله عليه و آله به سوى قبله بود .
پيامبر همينطور ايستاده بود « 2 » و مسلمانان هم با فشار در پشت سر و اطراف ناقه آن حضرت جمع شده بودند . آن حضرت جهت ناقهاش را مقدارى برگرداند ، مردم هم به سرعت همين كار را كردند ، تا در پشت سر ناقهء وى قرار گيرند . در اين حال ، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : تنها پشت سر ناقهء من محل وقوف به عرفات نيست ، بلكه تمام اين منطقه محل وقوف است و با دست به محل وقوف اشاره كرد . پس از آن مردم پراكنده شدند . « 3 »
در آنجا پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : همانا بهترين دعاى من و دعاى پيامبران پيش از من اين است : « لا إله الا اللّه ، وحدَهُ لا شريك له ، له الملك و له الحمد ، يحيى و يميت ، بيده الخير و هو على كل شىءٍ قدير . »
وقوف در مشعر
مرحوم كلينى با سند خود از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : سپس پيامبراكرم صلى الله عليه و آله از عرفات افاضه كرد و به مردم هم دستور داد كه عرفات را ترك كنند تا به مزدلفه كه همان مشعرالحرام است رسيد . در آنجا نماز مغرب و عشا را با يك اذان و دو اقامه به جاى آورد و به افراد ضعيف دستور داد كه شبانه به سوى منى پيش بروند و به آنها سفارش كرد كه جمرهء عقبه را رمى نكنند تا وقتى كه خورشيد طلوع كند . « 4 »
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 3 ، ص 1102 .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 21 ، ص 405 به نقل از المنتقى ، صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 36 به نقل از امام باقر عليه السلام از امام صادق عليه السلام از جابر .
( 3 ) . همان به نقل از فروع كافى ، ج 1 ، ص 233 .
( 4 ) . بحارالانوار ، ج 21 ، ص 393 ، از فروع كافى ، ج 1 ، ص 233 .