تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 728

مساهمون:

ص٧٢٨
خمس را هم در ميان آنها تقسيم مىكردند و سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله را در جريان مىگذاشتند و آن حضرت صلى الله عليه و آله خمس را از آنان بازپس نمىگرفت . از اين رو سپاهيان از على عليه السلام درخواست كردند كه خمس را در ميانشان تقسيم كند ، اما او از اين كار خوددارى كرد و فرمود : خمس را پيش رسول خدا صلى الله عليه و آله مىبرم تا در ايام موسم حج هر تصميمى كه مىخواهد دربارهء آن بگيرد . آن حضرت صلى الله عليه و آله تمام غنائم را به پنج قسمت تقسيم كرده و در يكى از قرعه‌ها نوشته بود : « للّه » . پس از قرعه كشى ، اولين سهام ، مال خمس بود كه خارج شد . « 1 » واقدى از ابوسعيد خدرى كه همراه على عليه السلام در يمن حضور داشته روايت كرده است : آن حضرت مقدارى از زكات را به كسانى كه براى جمع آورى زكات تلاش مىكردند ، مىپرداخت و فرقى بين حيواناتى كه به عنوان زكات مىآوردند ، نمىگذاشت و مردم را به مشقت و سختى نمىانداخت و بعير را به جاى أبل و بقره را به جاى بقر و كشمش را به جاى گندم و گندم را به جاى كشمش تحويل مىگرفت و آن‌ها را ميان فقرايى كه از جاهاى مختلف نزد آن حضرت صلى الله عليه و آله مىآمدند ، تقسيم مىكرد . و از رجاء بن حَيْوة روايت كرده است : آن حضرت صلى الله عليه و آله ديه يك فرد را در كسانى كه شتردارى مىكردند ، صد شتر و در ميان كسانى كه گاودارى مىكردند ، دويست جَذَعة يا دويست بقره قرار مىداد كه صد تا از تبيع و صدتا از مَسان باشند و براى افرادى كه گوسفند داشتند ، دو هزار گوسفند و براى كسانى كه حله داشتند ، دو هزار لباس معافرى را به عنوان ديه معين مىكرد . « 2 »

قضاوت‌هاى على عليه السلام در يمن

شيخ مفيد در ارشاد مىنويسد : پس از آن كه على عليه السلام در يمن مستقر شد و به دستور پيامر صلى الله عليه و آله به اصلاح امور و قضاوت در ميان مردم پرداخت ، دو مرد به وى مراجعه كردند . اين دو كنيزى داشتند كه به طور مساوى در آن شريك بودند و از آن جا كه تازه مسلمان شده بودند و نسبت به احكام اسلام آگاهى نداشتند ، گمان مىكردند كه نزديكى كردن چند مرد با يك كنيز جايز است ، از اين رو با همديگر در يك طُهر به اين كنيز نزديكى كرده بودند و اين كنيز حامله شده و غلامى به دنيا آورده بود . آنگاه بر سر تصاحب اين غلام به مخاصمه پرداخته بودند .
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1080 . ( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 1085 .