مىخواهيد كه صدقاتى از اموال شما گرفته شود و به فقراى شما پرداخت شود ؟ اگر گفتند : بله ، چيز بيشترى از آنها درخواست نكن . و به خدا قسم اگر خداوند به واسطهء تو يك نفر را هدايت كند ، براى تو بهتر از تمام چيزهايى است كه خورشيد بر آنها مىتابد !
سپس اميرالمؤمنين همراه سيصد اسب سوار به سوى سرزمين مذحِجْ « 1 » حركت كرد كه جمعى از زبيد و ديگران در آن ساكن بودند .
درود و سلام بر قبيلهء هَمْدان
پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرموده بود : افرادى كه همراه خالد هستند ، اگر خواستند با تو باشند ، مانع نشو و راحتشان بگذار . از جمله افرادى كه با خالد بود ، براء بن عازب انصارى بود كه از سپاه خالد جدا شد و به سپاه على عليه السلام پيوست . شيخ مفيد از براء روايت كرده است : به قبيلهء هَمْدان خبر رسيد كه سپاه اسلام در حال پيش آمدن است و براى همين جمع شده و آماده گرديدند . على عليه السلام نماز صبح را با ما خواند .
سپس جلوى قبيلهء همدان ايستاد و حمد و ثناى خداوند را به جاى آورد و آنگاه نامه رسول خدا صلى الله عليه و آله را قرائت كرد . به دنبال آن تمام قبيلهء همدان در يك روز اسلام آوردند .
اميرالمؤمنين در نامهاى اين خبر را به اطلاع رسول خدا صلى الله عليه و آله رسانيد . آن حضرت صلى الله عليه و آله با خواندن اين نامه بسيار خوشحال شد و به سجده افتاد . آنگاه سر از سجده برداشت و نشست و فرمود : درود و سلام بر همدان ، درود و سلام بر همدان . بعد از اسلام آوردن قبيلهء همدان ، بقيهء اهل يمن از آنها پيروى كرده و اسلام آوردند . « 2 »
در سرزمين مَذحِج
واقدى مىنويسد : پس از آن كه على عليه السلام به سرزمين مذحج رسيد ، قبل از آن كه با جمعى روبرو شود ، ياران خود را در گروههاى مختلف تقسيم كرد . آنان پيش رفتند و بعد از مدتى هر كدام با غنائمى از چارپايان و اسيران برگشتند . آن حضرت صلى الله عليه و آله بريدة بن حصيب را مسئول حفاظت و نگهدارى از غنائم كرد .
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1079 - 1082 .
( 2 ) . مفيد ، ارشاد ، ج 1 ، ص 62 و ؛ التنبيه و الاشراف ، ص 238 .