شانههاى خود سوار كرده بود . در اين هنگام كنيز ديگرى اين كنيز را نشگون گرفت و اين كنيز ناگهان از جا پريد و در نتيجه كنيزى كه بر دوش او سوار بود ، از دوش او پرت شد و گردنش شكست و در نتيجه از دنيا رفت . حال ديهء او را چه كسى بايد بپردازد ؟
على عليه السلام در قضاوت خويش فرمود : كنيزى كه نشگون گرفته ، بايد يك سوم ديه را بپردازد و كنيزى كه او را از دوش پرت كرده ، بايد يك سوم ديگر را بدهد و يك سوم ديگر ، ساقط مىشود ، زيرا كنيز فوت شده ، بيهوده سوار ديگرى شده بود و ثلث ديه بر گردن خودش است .
وقتى كه خبر اين قضاوت به رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد ، آن را تأييد كرد و شهادت داد كه او به درستى قضاوت كرده است . « 1 »
همچنين در اثر خراب شدن ديوارى ، جمعى كشته شده بودند كه در ميان آنان زنى بود كه شوهرش آزاد بود و از او طفلى داشت . همچنين در ميان كشته شدگان كنيزى بود كه طفلى از مملوكى داشت .
پس از كشته شدن مادران اين دو طفل ، مردم نمىدانستند كه كدام طفل آزاد و كدام يك مملوك است .
بنابراين براى قضاوت نزد آن حضرت عليه السلام آمدند و او فرمود كه قرعه كشى كنند و براساس قرعه ، مملوك را از آزاد مشخص كنند و در ميراث آنها هم براساس همين قرعه قضاوت كرد . رسول خدا صلى الله عليه و آله اين قضاوت را امضا فرمود و آن را درست دانست . « 2 »
كلينى در فروع كافى با سند خود از امام باقر عليه السلام روايت كرده است : اسب يكى از أهالى يمن فرار كرد . در حين فرار از كنار مردى عبور مىكرد كه به روى او لگدپرانى كرد و او را كشت . اولياى مقتول صاحب اسب را دستگير كردند و او را براى قضاوت پيش على عليه السلام بردند . صاحب اسب پيش على عليه السلام بيّنه آورد كه اسب او از خانهاش فرار كرده و در مسير به اين مقتول لگدپرانى كرده است . پس آن حضرت عليه السلام خون مقتول را هدر شده دانست و فرمود كه چيزى بر عهدهء صاحب اسب نيست .
اولياى مقتول از يمن پيش رسول خدا صلى الله عليه و آله رفتند و عرض كردند : اى رسول خدا ، على عليه السلام به ما ظلم كرده و خون مقتول ما را هدر شده دانسته است !
هامش
( 1 ) . مفيد ، ارشاد ، ج 1 ، ص 196 ؛ المقنعه ، ص 750 ؛ و با اختلافى در من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 125 ؛ تهذيب ، ج 10 ، ص 241 ؛ و ابن اثير در النهاية ، ج 4 ، ص 108 و 214 به اين حديث اشاره كرده است .
( 2 ) . مفيد ، ارشاد ، ج 1 ، ص 197 .