رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : على هيچ گاه ظلم نمىكند و براى ظلم كردن آفريده نشده است . بعد از من ولايت بر عهدهء على است و حكم ، حكم اوست و حرف ، حرف اوست و اگر كسى ولايت و حكم و حرف او را نپذيرد ، كافر است . و بدانيد كه جز مؤمن به ولايت و حرف و حكم او راضى نمىشود .
پس از آن كه يمنىها ، سخن رسول خدا صلى الله عليه و آله دربارهء على عليه السلام را شنيدند ، گفتند : اى رسول خدا ، ما به حكم على عليه السلام راضى شديم . و آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : اين توبهء شماست از آنچه كه گفتيد . « 1 »
فرستادن مُعاذ به الجَنَد در يمن
طايفهء بنى سلمه از قبيلهء خزرج از اولين مسلمانان شهر مدينه بودند كه معاذ بن جبل از همين طايفه بود .
ابن اثير در اسْدُ الغابة آورده است : معاذ مقدار زيادى پول قرض گرفته بود و از دست طلبكاران خانه نشين شده بود . تا اينكه رسول خدا صلى الله عليه و آله شخصى دنبال وى فرستاد تا او را بياورد كه به يمن اعزام شود . آن حضرت به وى فرمود : شايد كه خدا جبران كند و بدهى هايت را بپردازد . « 2 »
و از معاذ روايت كردهاند : هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا به سوى يمن اعزام مىكرد ، همراهم خارج شد و در حالى كه من سواره بودم ، او در كنارم پياده مىآمد و مرا سفارش مىكرد « 3 » و اين كار را تا يك ميل انجام داد « 4 » . از جمله آن حضرت فرمود :
« اى معاذ ، كتاب خدا را به آنان بياموزان و آنان را با اخلاق صالح ادب كن و مردم را در منازل ايشان سكونت بده ، چه خير باشند و چه شرّ ، و حكم خداوند را در ميان مردم اجرا كن و در اجراى احكام الهى و جمع آورى اموال الهى كوتاهى نكن و از هيچ كس چشم پوشى نكن ، زيرا اين كار در اختيار تو نيست و اين اموال ، اموال تو نيست . و امانت مردم را چه كم باشد يا زياد به صاحب آن ردّ كن . و بر تو باد به مدارا و گذشت در غير امورى كه مربوط به ترك حق مىشود تا جاهلى نگويد كه تو حق خدا را ترك كردى . و از هر امرى كه مىترسى در آن عيب و نقصى وجود داشته باشد ، از
هامش
( 1 ) . كلينى ، فروع كافى ، ج 7 ، ص 352 ؛ شيخ طوسى در تهذيب ، ج 10 ، ص 228 ؛ قطب راوندى در قصص الانبياء ، ص 286 و از قطب راوندى در بحارالانوار ، ج 21 ، ص 362 .
( 2 ) . ابن اثير ، اسد الغابة ، ج 4 ، ص 377 .
( 3 ) . تاريخ الخميس ، ج 2 ، ص 142 .
( 4 ) . كنز العمال ، ج 10 ، ص 392 .