تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 724

مساهمون:

ص٧٢٤
و مرحوم كلينى در فروع كافى با سند خود از امام صادق عليه السلام روايت كرده است : هنگامى كه ابراهيم ، پسر رسول خدا صلى الله عليه و آله از دنيا رفت ، چشم‌هاى آن حضرت صلى الله عليه و آله پر از اشك شد و فرمود : چشم‌ها گريان و قلب محزون است ، اما چيزى را نمىگوييم كه باعث خشم خداوند شود و ما در عزاى تو اى ابراهيم ، ناراحت و اندوهگين هستيم . « 1 » آنگاه رسول خدا صلى الله عليه و آله مشاهده كرد كه در قبر ابراهيم خِللى وجود دارد . آن را با دست خودش اصلاح كرد و فرمود : « اگر يكى از شما كارى را انجام مىدهد ، بايد كه آن را به صورت كامل انجام دهد » . سپس فرمود : اى ابراهيم ، به سلف صالح خود ، عثمان بن مظعون ملحق شو . « 2 » ، زيرا قبر ابراهيم در كنار قبر عثمان بن مظعون بود .

فرستادن على عليه السلام به يمن

خالد بن وليد از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله به سوى بحرين فرستاده شد كه در آنجا با جمعى از يهود و نصارى و مجوس درگير شد و عده‌اى را كشت . سپس به دستور آن حضرت صلى الله عليه و آله از بنى نمير منصرف شد و به سوى اهل عمق در يمامه رفت و با آنان وارد جنگ شد و عدهء زيادى را كشت . بعد به سوى باديه نشين‌هاى بنى حارث بن كعب در نجران پيش رفت ، اما آنها اسلام را پذيرفتند و هيأتى را همراه خالد بن وليد پيش پيامبر صلى الله عليه و آله فرستادند ، زيرا آن حضرت صلى الله عليه و آله در نامه‌اى به خالد نوشته بود : « آنان را بشارت بده و انذار كن و لازم است كه هيأتى از ايشان همراه تو به مدينه بيايند . » « 3 » پس در ماه رمضان سال دهم هجرى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله على عليه السلام را به سوى يمن فرستاد تا احكام اسلام و حلال و حرام را به آنان بياموزاند و با احكام قرآن و اسلام در ميان آنان قضاوت كند . اميرالمؤمنين عليه السلام به آن حضرت صلى الله عليه و آله عرض كرد : اى رسول خدا ، مرا براى قضاوت مىفرستى ، در حالى كه جوان هستم و به تمام احكام قضاوت آگاهى ندارم ؟ آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : به من نزديك شو . على عليه السلام به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نزديك شد . آن حضرت صلى الله عليه و آله با دست بر سينه‌اش زدو فرمود : خدايا
هامش
( 1 ) . يعقوبى ، تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 87 . ( 2 ) . كلينى ، فروع كافى ، ج 3 ، ص 262 - 263 . ( 3 ) . صدوق ، من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 121 ؛ شيخ طوسى ، الاستبصار ، ج 4 ، ص 268 و تهذيب ، ج 10 ، ص 186 .