مرحوم كلينى در فروع كافى با سند خود از ابو حمزهء ثمالى از امام باقر عليه السلام روايت مىكند : افراد غريبى كه مسلمان شده و وارد مدينه گرديده بودند ، زياد شده بود . به طورى كه مسجد براى آنها تنگ شده بود و گنجايش همهء آنها را نداشت .
خداوند به پيامبر وحى فرمود : « مسجد خود را تطهير كن و نگذار كه كسى شب در آن خانه بخوابد و دستور بده كه درهايى كه به مسجد باز مىشود ، مسدود گردد ، مگر درِ خانهء على و مسكن فاطمه . و جنب از مسجد عبور نكند و غريبى در آن نخوابد » . پس از آن رسول خدا دستور داد كه درها را ببندند و خانه فاطمه عليها السلام را به حال خود باقى گذارد . « 1 »
از جمله روشهاى اسلام براى ايجاد گرايش و پذيرش احكام و قوانين ، تشبيه آن به قوانين و احكام اديان الهى سابق بوده است .
قطب راوندى در كتاب نوادر با اسناد خود از امام صادق عليه السلام از پدرش از پدرانش از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت مىكند : « خداوند متعال به موسى عليه السلام وحى فرمود : مسجد پاكيزهاى بنا كند كه در آن جز خودش و برادرش هارون و فرزندانش شبّر و شبير در آن نباشند . و به من دستور داده است كه در مسجد من ، جز خودم و برادرم على و فرزندانم حسن و حسين نباشند » . « 2 »
همچنين در مورد ولادت حسنين عليها السلام نقل كرديم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به ديدار دخترش فاطمه عليها السلام آمد . فاطمه فرزندش حسن عليه السلام را به دست پيامبر صلى الله عليه و آله داد . آن حضرت صلى الله عليه و آله قنداقهء حسن عليه السلام را گرفت و در گوش راست وى اذان و در گوش چپش اقامه گفت . سپس فرمود : جبرئيل بر من نازل شد و فرمود :
اى محمد ، پروردگارت به تو سلام مىرساند و مىفرمايد : على عليه السلام براى تو به منزلهء هارون براى موسى عليه السلام است ، پس اسم اين فرزند را همانند فرزند هارون قرار بده . « 3 »
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخواست كه با بستن همهء درها و باز گذاشتن در خانه خودش و على عليه السلام ، حديث منزلت را تثبيت كند ، چنان كه در خبر شيخ صدوق از امام رضا عليه السلام در مجلس مأمون عباسى اين مطلب ذكر شده است .
هامش
( 1 ) . فروع كافى ، ج 5 ، ص 339 ، باب 21 ، حديث 1 .
( 2 ) . نوادر راوندى ، ص 8 ؛ بحارالانوار ، ج 39 ، ص 33 .
( 3 ) . عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 25 .