تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 703

مساهمون:

ص٧٠٣
شد و بدين ترتيب تلاش‌هاى آنها بى اثر گرديد و اقداماتشان به جايى نرسيد ؛ چنان كه خداى متعال مىفرمايد : « . . . و لَقَد قالوا كَلَمِة الكُفْرِ بَعْد إِسْلامِهِمْ و هَمُّوا بِما لم ينالوا . . . » ؛ محققاً كلمات كفرآميز را گفتند و بعد از مسلمانى ، كافر شدند و اقدام كردند براى كارى كه موفق نشد . خداوند بعضى از اقداماتى كه تصميم به انجام آنها داشتند را بر ملا مىكند كه آثار و قرائن بر آنها دلالت دارد و وقتى كه از آنها در اين باره سؤال كردند ، جوابى دادند كه از تصميماتشان زشت‌تر و قبيح‌تر بود . خداوند مىفرمايد : « و لَئن سَألتَهمُ لَيَقُولُنَّ إنَّما كُنّا نخوضُ و نَلْعَبُ . . . » ؛ و اگر از آنها سؤال كنى ، پاسخ مىدهند ، شوخى مىكرديم . آياتى كه بعد از اين آيات مىآيد ، داراى سياق منسجم و متصل به هم مىباشد و دلالت مىكند بر اينكه اين واقعه بعد از خروج پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله براى غزوه تبوك و هنگام بازگشت به مدينه رخ داده است . از آيات چنين برداشت مىشود كه گروهى از افرادى كه همراه پيامبر براى جنگ خارج شده بودند ، با هم نقشهء شومى را كشيدند و مخفيانه بين خودشان كلماتى را رد و بدل كردند كه باعث كفر آنها بعد از اسلامشان شد . سپس تصميم به اجراى نقشهء خود گرفتند كه خداوند كيد آنها را باطل كرد و رسوايشان ساخت . و هنگامى كه از آنها در اين باره سؤال شد ، گفتند : « انّما كُنّا نخوضُ و نَلعَب » ؛ ما شوخى مىكرديم . براى همين خداوند آنها را از زبان رسول خود مورد سرزنش قرار داد كه اين كار و اين سخن ، مسخره كردن خدا و آيات الهى و رسولش مىباشد و آنها را در صورتى كه توبه نكنند به عذاب تهديد كرد . و به پيامبر خود دستور داد كه با آنها مبارزه كند . چنان كه مشاهده مىشود ، آيات واضح‌ترين مطابقت را با حديث عَقَبه دارند و اين مطابقت از ساير اخبارى كه در شأن نزول اين آيات وارد شده ، بيشتر است . « 1 »
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 9 ، ص 325 - 326 .