اسماعيل حركت كرد و به همين صورت طواف را به اتمام رسانيد . سپس از مسجد خارج شد و سوار مركب خود شد و به سوى صفا رفت . هفت شوط سعى صفا و مروه را در حالى كه بر شتر سوار بود به جاى آورد . سپس در مروه از مركب پياده شد و سرش را خراش بن اميه يا ابوهند ، غلام بنى بياضه تراشيد و آن حضرت صلى الله عليه و آله قربانى نداشت .
آنگاه ابوموسى اشعرى و معاذ بن جبل را مأمور كرد تا به مردم قرآن و احكام دينى را بياموزند و عتّاب بن أُسيد امَوى « 1 » را امير مكه و حج قرار داد ، با اين شرط كه مزد او در هر روز ، يك درهم باشد . او مىگفت : رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ، رزق مرا در هر روز يك درهم قرار داده است و به هيچ كس احتياجى ندارم . « 2 »
در المسترشد آمده است : آن حضرت در هنگامى كه در أبطح اقامت داشت كه به عتاب دستور داد تا نماز ظهر و عصر و عشاء را براى مردم امامت كند و نماز صبح و مغرب را خودش امامت مىكرد . « 3 »
اولين هيأت طائف
شيخ طوسى در امالى با سند خود از امام صادق عليه السلام از جابر بن عبداللَّه انصارى روايت مىكند :
هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله براى انجام عمره از جعرانه وارد مكه شد ، عدهاى از اهل وجّ ، از طائف بر آن حضرت صلى الله عليه و آله وارد شدند و اسلام خود و قومشان را اعلام كردند ، اما نماز و زكات را نپذيرفتند !
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « هيچ خيرى در دينى كه ركوع و سجود در آن نباشد ، نيست ؛ قسم به كسى كه جانم در دست او است ، نماز را به پاى مىداريد و زكات را مىپردازيد و الّا مردى را به سوى شما مىفرستم كه همانند خودم است و گردن جنگجويان شما را خواهد زد و ذريهء شما را اسير خواهد كرد ! » سپس دست على عليه السلام را گرفت و بلند كرد و فرمود : « آن مرد اين است » . « 4 »
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 959 . عتاب از بنى اميه بود ، لكن اسلام آورد و مسلمان خوبى شد و چنان كه در المواهب آمده است ، در آن هنگام بيست ساله بود .
( 2 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 143 .
( 3 ) . المسترشد فى الامامة ، طبرسى شيعى ، ص 129 ، چاپ قم .
( 4 ) . امالى شيخ طوسى ، ص 504 - 505 ، حديث 1106 .