كه پرچم ويژهاى را بالاى در خانهء خود نصب كرده بودند و ازدواج با غير آنها جايز است و حتى آنها را از فسق و فجور باز مىدارد . « 1 »
وى در ادامه مىنويسد : از عبداللَّه بن عباس و ابنعمر روايت شده است : يكى از مسلمانان از پيامبر صلى الله عليه و آله اجازه خواست تا يكى از زنانِ صاحب پرچم را براى سفاح تزويج كند ، اما خداوند اين آيه را نازل فرمود . و مجاهد و شعبى و زهرى نيز آن را روايت كردهاند و زنى كه براى ازدواج با او از آن حضرت صلى الله عليه و آله اجازه خواسته شد ، امّ مهزول بود . « 2 »
طبرسى هم در مجمع آنچه را كه شيخ طوسى ذكر كرده است ، نقل كرده و از امام باقر و امام صادق عليهما السلام اضافه نموده است : آنان مردان و زنانى بودند كه در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله به زناكارى مشهور بودند و خداوند مومنان را از ازدواج با اين افراد نهى كرد . « 3 »
ميلاد ابراهيم
در يكى از شبهاى ماه ذى الحجهء سال هشتم هجرى ، درد زايمان ، ماريه قبطيه را فرا گرفت و آزاد كردهء آن حضرت صلى الله عليه و آله ، سَلمى همسر آزاد كردهاش ابورافع قبطى او را در زايمان كمك كرد .
در آن شب جبرئيل بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نازل شد و بر او سلام كرد و او را از ميلاد نوزاد و نام وى با خبر كرد ؛ زيرا خطاب به وى فرمود : السلام عليك يا اباابراهيم ! آن حضرت صلى الله عليه و آله به كسانى كه در حضورش بودند ، بشارت داد و فرمود : امشب فرزندى از من به دنيا آمده است كه او را به اسم پدرم ، ابراهيم ناميدم .
سَلمى پيش همسرش ابورافع رفت و به او مژده داد كه ماريه فرزندى به دنيا آورده است . ابورافع پيش پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله رفت و به او بشارت داد كه فرزند پسرى به دنيا آمده است . آن حضرت صلى الله عليه و آله نام او را ابراهيم گذاشت و غلامى را به ابورافع بخشيد !
هامش
( 1 ) . تبيان ، ج 7 ، ص 408 ، همچنين آيهء : « الخبيثاتُ للخبيثين و الخبيثون للخبيثاتِ » بر همين وجه حمل مىشود ، چنان كه در مجمع البيان ، ج 7 ، ص 213 بدان اشاره شده است .
( 2 ) . همان ، ج 7 ، ص 407 .
( 3 ) . مجمع البيان ، ج 7 ، ص 197 - 198 . و چنان كه در الميزان ، ج 15 ، ص 83 - 84 آمده است : اين دو خبر همان است كه كلينى آنها را از محمد بن سالم ، از امام باقر عليه السلام و از زراره ، از امام صادق عليه السلام روايت كرده است .