تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
اى اهل كتاب به سخنى روى آوريد كه ميان ما و شما يكسان است . اين كه جز خدا را نپرستيم و چيزى را شريك قرار ندهيم و برخى ديگر را غير از خداوند يكتا به خدايى نگيرد .

جاهليت در نهج‌البلاغه

بعد از بررسى آياتى از قرآن كريم در مورد جاهليّت ؛ چه خوب است كه به بعضى از مطالبى كه در نهج‌البلاغه دربارهء جاهليت آمده ، اشاره كنيم . آن حضرت در بياناتى فرموده است : « و انتم معشرالعرب على شرّ دين و فى شرّ دار ، منيخون بين حجارة خشن و حيّات صّم ، تشربون الكَدِر و تاكلون الجَشِب و تسفكون دماءكم و تقطعون ارحامكم ، الاصنام فيكم منصوبه و الاثام فيكم معصوبة « 1 » » ؛ و شما اى جماعت عرب ، بدترين آيين را داشتيد و در بد آب و هواىترين منطقه زندگى مىكرديد . در ميان سنگلاخ‌هاى خشن و مارهاى سمى به سر مىبرديد و آب گنديده مىنوشيديد و غذاى نامطلوب مىخورديد . خون همديگر را مىريختيد و با ارحام قطع رابطه مىكرديد و در همه حال به بت‌پرستى و معصيت كارى مشغول بوديد . « و الناس ضُلّال فى حيرة و ، حاطبون فى فتنة ، قد استهوتهم لاهواء و استزلّتهم الكبرياء و استخفّتهم الجاهلية الجهلاء ، حيارى فى زلزال من الأمر و بلاءٍ من الجهل « 2 » » . خداوند متعال حضرت رسول صلى الله عليه و آله را به پيامبرى فرستاد ، هنگامى كه مردم ( از راه حقّ ) گمراه شده ( و در كار خويش ) سرگردان بودند و در راه فتنه و فساد از روى خبط و اشتباه قدم مىنهادند . هواها و آرزوهاى بىجا ايشان را فرا گرفته بود و كبر و نَخْوت آنها را به كارهاى اشتباه واداشته و جهل و نادانى آنها را سبك سر و نفهم نموده بود ، در حالتى كه پريشان حال در كار خويش مضطرب و نگران و مبتلا به نادانى بودند . « والاحوال مضطربة ، والأيدى مختلفة ، والكثرة متفرقة ، فى بلاءٍ ازل و اطباق جهل : من بنات موؤدة و اصنام معبودة و أرحام مقطوعة و غارات مشنونة « 3 » » ؛ وضع مردم مضطرب و نگران كننده
هامش
( 1 ) . نهج‌البلاغة ، خطبهء 91 . ( 2 ) . همان ، خطبهء 94 . نهج‌البلاغه ، فيض‌الاسلام . ( 3 ) . همان ، خطبهء 187 .