تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١
طبرسى در الاحتجاج نقل مىكند : رسول خدا صلى الله عليه و آله عموزاده‌اش ، عبدالله بن عباس را به دنبال معاويه فرستاد تا بيايد و براى بنى جَذيمه قرار دادى بنويسد . ابن عباس برگشت و عرض كرد : او مشغول خوردن است ! پس رسول خدا صلى الله عليه و آله تا سه مرتبه ابن عباس را به دنبال وى فرستاد و او هر بار باز مىگشت و عرض مىكرد : او مشغول خوردن است و گفته كه الان مىآيم . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : خدايا هيچ گاه او را سير نكن ! « 1 »

تكليف خون‌هاى ريخته شده

چنان كه نقل كرديم ، خالد قاتل سى نفر بود و اين قتل هم از روى عمد انجام گرفته بود ، بنابراين اگر چه خالد مباشر قتل نبوده ؛ ولى به واسطهء آمريّت در قتل ، مىبايست قصاص شود و حكم آمر به قتل در اسلام ، حبس أبد است . « 2 » چرا اين حكم در مورد او اجرا نشد ؟ آيا در آن روز اين حكم تشريع نشده بود ؟ يا اينكه اجراى حكم منوط به درخواست اولياى خون بوده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله ديهء آنها را پرداخت كرده و افراد بالغ بدان راضى شده‌اند و افراد غير بالغ قادر به طلبِ اجراى حكم در مورد خالد نبودند و بدينوسيله حكم اجرا نشد يا متوقف گرديد . و امّا حكم افرادى از بنى سُليم كه به دستور خالد ، مباشر در قتل بوده‌اند چه مىشود ؟ بنا بر آنچه كه از واقدى نقل شده است در زمان جاهليت بنى جَذيمه بر بنى سليم يورش برده و عده‌اى از آنها را كشته بودند ، لذا آنها مىخواستند كه انتقام كشته‌هاى خود را بگيرند . « 3 » بنابراين حدّ قتل كه قصاص است از آنها ساقط شد ؛ چنان كه حكم عليه خالد نيز با احراز رضايت به وسيله پرداخت ديه از اولياى مقتولين ساقط شد و حضرت على عليه السلام همهء آنها را راضى كرد و قاصرين آنها نيز از طلب قصاص و خونخواهى قاصر بودند . علاوه بر اين شبههء اطاعت از خالد كه فرمانده بوده است وجود دارد . و مقرر شده است كه : « حدود با وجود شبهه ساقط مىشوند » . « 4 »
هامش
( 1 ) . الاحتجاج على اهل اللجاج ، ج 1 ، ص 408 در احتجاجات امام حسن عليه السلام ؛ صحيح مسلم ، ج 1 : ، ص 155 ؛ الاستيعاب ، ج 4 ؛ ص 474 ؛ اسد الغابة ، ج 4 ، ص 368 . تذكرة خواص الامّة بخصائص الائمه ، ص 200 ؛ در استيعاب و اسد الغابه با اين لفظ آمده است : « لا اشْبَعَ اللّهُ بَطْنَهُ » ؛ خدا هيچ گاه شكمش را سير نكند . ( 2 ) . موارد السجن فى الاسلام فى النصوص و الفتاوى ، شيخ نجم الدين طبسى نجفى . ( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 878 . ( 4 ) . هيچ كدام از علماى ما متعرض اين نشده‌اند كه در اينجا شبهه‌اى رخ داده است : براى مثل شيخ مفيد در ارشاد ، طبرسى در إعلام الورى يا مجلسى در بحارالانوار در اين موضوع و يا در موضوع « باب عصمته و تأويل بعض ما يوهم خلاف ذلك » ، ج 1 ، ص 34 - 97 و يا سيد مرتضى نه در كتاب تنزيه الانبياء و نه در امالى خودش ، غررالفوائده و دُرر القلائد و نه در كتاب العصمة من الذخيرة فى الكلام ، متعرض اين موضوع نشده‌اند و در ساير كتاب‌هاى كلام و عقايد بدان نپرداخته‌اند ؛ مگر مطلبى كه مرحوم مظفر در دلائل الصدق ، القسم الثانى ، ص 35 آورده است . او مىنويسد : رسول خدا صلى الله عليه و آله خالد را در مقابل كشتن مسلمانان قصاص نكرد ، زيرا اولياى خون ، ديه را قبول كردند ، و يا به خاطر ادعاى شبهه از طرف خالد او را قصاص نكرد ؛ زيرا وى چنان كه طبرى نقل مىكند ، گفت كه عبدالله بن حُذافه براى من از طرف رسول خدا صلى الله عليه و آله پيغام آورد كه چنين كنم ، و يا به خاطر آنچه باشد كه ابن عمر نقل مىكند مبنى بر اينكه آنها گفتند : ما نادانى و جهالت كرديم . البته به نظر ما شبهه در اينجا هيچ جايگاهى ندارد ؛ زيرا پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از كار خالد به درگاه خدا بيزارى جست . همين بيزارى جستن رسول خدا صلى الله عليه و آله از كار خالد ، دليلى است بر دروغگويى در عذر آوردنش يا دروغگويى كسانى است كه در صدد توجيه خطاى وى بوده‌اند .
تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 601 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسين على عربى