سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله تميم بن أسد خُزاعى را فرستاد تا محدودهء حرم را تجديد كند . اين محدوده ، براساس حدّى بود كه قُصى بن كلاب آن را براساس علائم اسماعيل بن ابراهيم تعيين كرده بود و او آن را با تعليم جبرئيل به ابراهيم معيّن نموده بود . « 1 »
سرپيچى از دستور رسول خدا صلى الله عليه و آله
كلينى در فروع كافى با سند خود از ابى بصير از امام باقر عليه السلام يا امام صادق عليه السلام روايت مىكند : عبداللَّه بن سعد بن ابى سَرْح از كسانى بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله خونش را هدر اعلام كرده بود . و قمى در تفسير خود از امام صادق عليه السلام مىنويسد : پس از فتح مكه ، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه عبداللَّه بن سعد بن ابى سرح ، برادر رضاعى عثمان عَفّان كشته شود . پس از آن عثمان در حالى كه دستش را گرفته بود ، او را به مسجد آورد و عرض كرد : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله او را ببخش . آن حضرت صلى الله عليه و آله سكوت كرد . عثمان درخواست خود را دوباره تكرار كرد و باز هم آن حضرت صلى الله عليه و آله سكوت كرد ، تا اينكه عثمان براى بار سوم درخواست خود را مطرح كرد و آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : او را به تو بخشيدم . پس از آنكه او رفت ، رسول خدا صلى الله عليه و آله به اصحابش فرمود : مگر نگفتم ؛ هر كس عبدالله را ديد او را به قتل برساند ؟ ! يكى از آنها گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله چشمانم به شما بود تا اشارهاى بكنيد و او را به قتل برسانم ! آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : پيامبران با اشاره دستور به قتل نمىدهند . و به اين ترتيب عبداللَّه بخشوده شد . « 2 »
مولود پر بركت
خواهر حليمهء سعديه از بنى سعد بن بنى بكر بعد از فتح مكه بر رسول خدا صلى الله عليه و آله كه در أبطح به سر مىبرد ، وارد شد . پس از آنكه وى خودش را معرفى كرد ، آن حضرت صلى الله عليه و آله او را شناخت . وى همراه خود ظرفى از كشك و خيكى از روغن آورده بود كه به رسول خدا صلى الله عليه و آله هديه كند . رسول خدا صلى الله عليه و آله او را به اسلام دعوت كرد . پس از آن كه اسلام آورد ، دستور داد كه هديهاش را قبول كنند . سپس از او
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 842 .
( 2 ) . فروع كافى ، ج 8 ، ص 200 ؛ تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 369 ؛ تفسير قمى ، ج 1 ، ص 211 ؛ سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 52 ؛ مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 856 .