تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠
خواند و فرمود : به سوى بنى جَذيمه برو و اوضاع و احوال آنها را بررسى كن و امور مربوط به جاهليت را زير پايت بگذار . على عليه السلام به همراه مالى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در اختيار وى گذارد بود ، به ميان بنى جَذيمه رفت و ديهء افراد و خسارت‌هاى وارد شده را پرداخت . و حتى خسارت ظروفى را كه سگ‌ها در آن آب و غذا مىخوردند ، پرداخت كرد . آنگاه مقدارى از پول باقى مانده بود . براى همين از آنها سوال كرد : آيا خون يا مالى مانده است كه ديه يا خسارت آن را نداده باشم ؟ گفتند : نه . گفت : پس باقيماندهء اين اموال را احتياطاً به شما مىدهم تا اگر خسارتى يا ديه‌اى فراموش شده ، به جاى آن باشد . « 1 » صدوق در الخصال با سندِ خود از على عليه السلام روايت مىكند : به سوى آنها رفتم و ديه و خسارت‌ها را پرداختم و سپس آنها را سوگند دادم و گفتم : آيا چيزى باقى مانده است ؟ گفتند : حال كه ما را قسم داده‌اى ، بايد بگوييم كه ظروف سگ‌ها و افسار شترهاى ما را از بين برده‌اند ! پس مقدارى پول بابت اين خسارت‌ها دادم ؛ ولى با اين وجود طلاى زيادى باقى مانده بود كه آن را هم به ايشان دادم و گفتم : اين براى برى الذّمه شدن رسول خدا صلى الله عليه و آله است از مواردى كه نمىدانيد و براى به دست آوردن دل زنان و كودكانى مىباشد كه در اين جريان دچار مصيبت شده‌اند . سپس نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله برگشتم و او را از جريان آگاه نمودم . او فرمود : اى على ، به خدا سوگند آن قدر مرا خوشحال كردى كه حد و اندازه ندارد . « 2 » شيخ طوسى در أمالى با سندِ خود از امام باقر عليه السلام و از جابر بن عبدالله انصارى نقل مىكند : على عليه السلام نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بازگشت . پيامبر صلى الله عليه و آله از پرسيد : چه كردى ؟ او جريان را تعريف كرد و عرض كرد : همگى راضى شدند . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « حال كه براى من رضايت گرفتى ، خدا هم از تو راضى باشد . اى على ، تو هدايتگرِ امت من هستى ، همانا سعادتمند واقعى كسى است كه تو را دوست بدارد و از تو پيروى كند و بدبخت حقيقى كسى است كه با تو مخالفت كند و از راه تو بيرون رود تا روز قيامت » . « 3 »
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 72 - 73 . ( 2 ) . خصال ، ج 2 ، ص 562 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 61 . ( 3 ) . امالى شيخ طوسى ، ص 497 .
تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 600 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسين على عربى