تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
دربارهء حليمهء سعديه سؤال كرد . گفت : او مدتى قبل فوت كرده است . اشك از چشمان رسول خدا صلى الله عليه و آله جارى شد . سپس از او درباره بازماندگان حليمه سؤال كرد . گفت : برادران و خواهرانت باقى مانده‌اند . آنها به علت از دست دادن سرمايهء خود ، احتياج به كمك شما دارند . رسول خدا صلى الله عليه و آله دستور داد كه يك لباس و يك شتر و دويست درهم به او بدهند . او در حالى كه مىرفت ، مىگفت : به خدا سوگند كه خوب نعمتى در ايام كودكىات بودى و مردى خوب و پربركت در بزرگىات هستى ! « 1 » بعد از فتح مكه فردى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد : نذر كرده‌ام كه اگر خداوند فتح مكه را نصيب تو گرداند ، دو ركعت در بيت المقدس به جاى آورم ! پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : اينجا افضل است و اين جمله را سه بار تكرار كردند و سپس فرمودند : قسم به خدايى كه جانم به دست اوست ، يك ركعت نماز در اينجا بهتر از هزار ركعت نماز در جاى ديگر است . « 2 »

جنايت خالد بن وليد

رسول خدا صلى الله عليه و آله خالد را همراه سيصد و پنجاه نفر از مهاجرين و انصار و بنى سليم به سوى قبيلهء بنى جذيمه فرستاد تا آن‌ها را به اسلام دعوت كنند . با وجودى كه آن‌ها اسلام را پذيرفته بودند ، خالد به خاطر تعصب‌هاى جاهليت ، حدود سى نفر از بنى جذيمه را به قتل رساند . هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از جريان مطلع شد ، دستهايش را به آسمان گرفت و فرمود : بار خدايا ! من از آنچه كه خالد مرتكب شده است ، بيزارى مىجويم . آنگاه رسول خدا صلى الله عليه و آله از حُويطب بن عبدالعزى چهل هزار درهم و از صفوان بن يحيى پنجاه هزار درهم و از عبدالله بن ابى ربيعهء مخزومى چهل هزار درهم قرض گرفت كه در مجموع صد و سى هزار درهم مىشد و مقدارى از آن را بين اصحابِ فقير خود تقسيم كرد و مقدارى از همين پول را به وسيله على عليه السلام براى بنى جَذيمه فرستاد . « 3 » ابن اسحاق از حكيم از امام باقر عليه السلام نقل كرده است : رسول خدا صلى الله عليه و آله على بن ابيطالب عليه السلام را فرا
هامش
( 1 ) . مغازه واقدى ، ج 2 ، ص 869 . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 866 . البته از امام صادق عليه السلام روايت شده است : يك نماز در مكه معادل صدهزار نماز در جاى ديگر است ، الوافى ، ج 8 ، ص 510 . و از همين نكته فقهاء استنباط كرده‌اند كه در منذور رجحان شرعى شرط است . ( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 863 - 864 .