تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 595

مساهمون:

ص٥٩٥
تصويرهايى را ديد . به من فرمود كه ظرف آبى بياورم . من ظرف آب را آوردم . او پارچه‌اى را خيس كرد و تصويرها را پاك مىكرد و مىفرمود : خدا نابود كند قومى را كه به تصوير مىكشند آنچه را كه خودشان نمىآفرينند . و از زُهرى روايت كرده است كه آن حضرت صلى الله عليه و آله تصوير ملائكه و مريم را ديد و مشاهده كرد كه تصوير ابراهيم را به صورت پيرمردى كشيده‌اند كه با چوب‌هاى أزلام بازى مىكند ! فرمود : خدا نابود كند قومى را كه او را پيرمردى قرار داده‌اند كه با چوب‌هاى أزلام بازى مىكند ! و يا فرمود : شيخ ما را بازيگر أزلام قرار داده‌اند ، ابراهيم را چه به أزلام ؟ ! « ما كان ابراهيم يهودياً و لا نصرانيا و لكن كان حنيفاًمسلماً و ما كان من المشركين » ؛ ابراهيم يهودى و نصرانى نبود ، بلكه حنيف و مسلمان بود و از مشركان نبود . و دستور داد كه تمام آن تصويرها پاك شود . همچنين در كعبه مجسمه‌اى از كبوتر را ديد كه با دستِ خود آن را شكست . سپس دو ستون از ستون‌هاى كعبه را در سمت راست و يك ستون را در سمت چپ و سه ستون را پشت سرِ خود قرار داد و در حالى كه در را پشت سرِ خود قرار داده بود و تا ديوار سه ذراع فاصله داشت ، ايستاد و دو ركعت نماز به جاى آورد و از كعبه خارج شد و به ميان مردم رفت كه براى ديدن او اجتماع كرده بودند . « 1 »

اولين خطبه در مكه

كلينى با سند خود از امام صادق عليه السلام روايت مىكند : رسول خدا صلى الله عليه و آله در چارچوب در كعبه ايستاد و با صداى بلند فرمود : لا إله الا الله وحده لا شريك له ، صَدَق وَعْدَه و نَصَر عَبدَهُ و هَزَم الاحزابَ وَحْدَه . چه مىگوييد و چه گمان مىكنيد ؟ گفتند : خير و نيكى مىگوييم و اميد خير داريم ، برادرى بزرگوار و برادر زاده‌اى بزرگوار هستى كه قدرت يافته‌اى . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : همان را مىگويم كه برادرم يوسف فرمود : « لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ » « 2 » ؛
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 834 ؛ قرب الاسناد ، ص 61 ؛ سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 55 ؛ فروع كافى ، ج 1 ، ص 227 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 60 ؛ التهذيب ، ج 1 ، ص 245 . ( 2 ) . يوسف ( 12 ) ، 92 .