كافرند و پيامبر خدا و شما را از مكه بيرون مىكنند كه چرا به خدا ، پروردگارتان ، ايمان آوردهايد ، اگر براى جهاد در راه من و طلب خشنودى من بيرون آمدهايد .
شما پنهانى با آنها رابطهء دوستى برقرار مىكنيد در حالى كه من به آنچه پنهان داشتيد و آنچه آشكار نموديد داناترم . و هر كس از شما چنين كند ، قطعاً از راه درست منحرف شده است .
بعد از آن رسول خدا صلى الله عليه و آله محافظانى را بر مدينه قرار داد و نگذاشت كه هيچ كس به سوى مكه خارج شود .
بازنگرداندن زنان
در شروط صلح حديبيه ذكر شده بود : « هر يك از قريشيان كه بدون اذنِ ولىّ خود به محمد بپيوندند ، او را به وليش باز گردانند . » بدين ترتيب هر كدام از مردان قريش كه بدون اذن ولىّ خود به محمد صلى الله عليه و آله مىپيوستند ، مشمول اين شرط مىشدند ؛ امّا به زنان اشارهء صريحى نشده بود .
شيخ طوسى در تبيان از عروة بن زبير روايت مىكند : كَلْثَم ، دختر ابى مُعَيط كه مسلمان شده بود به مدينه هجرت كرد . دو تن از برادرانش آمدند و از رسول خدا صلى الله عليه و آله درخواست كردند كه او را به آنها بازگرداند ؛ اما خداوند پيامبر صلى الله عليه و آله را از اين كار نهى كرد « 1 » و نازل فرمود :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا جاءَكُمُ الْمُؤْمِناتُ مُهاجِراتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِناتٍ فَلا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَ لا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَ آتُوهُمْ ما أَنْفَقُوا وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ وَ سْئَلُوا ما أَنْفَقْتُمْ وَ لْيَسْئَلُوا ما أَنْفَقُوا ذلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ » ؛ « 2 »
اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، چون زنان با ايمان مهاجر ، نزد شما آيند آنان را
هامش
( 1 ) . التبيان ، ج 9 ، ص 584 ؛ تفسير قمى ، ج 2 ، ص 362 ؛ تفسير فرات كوفى ، ص 480 ؛ سيرهء ابن هشام ، ج 4 ص 41 ؛ مجمع البيان ، ج 9 ، ص 410 .
( 2 ) . ممتحنه ( 60 ) ، 10 .