تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : رسول خدا صلى الله عليه و آله به من فرموده است كه نامه‌اى همراه اوست و بايد نامه را از او بگيرم ، آن وقت تو مىگويى كه نامه به همراهش نيست ؟ سپس جلو رفت و شمشير را از نيام كشيد و فرياد زد : به خدا سوگند كه اگر نامه را تحويل ندهى تو را بازرسى مىكنم و سپس گردنت را مىزنم ! ساره كه برق شمشير را بالاى سرش ديد ، با التماس گفت : شما را به خدا سوگند مىدهم كه اگر نامه را تحويل دادم مرا نكشيد و يا به مدينه باز نگردانيد . گفتند : باشد . سپس نامه را از لابلاى موهايش درآورد و تحويل داد . آنها او را رها كردندو نزد پيامبر بازگشتند و نامه را به وى تقديم كردند كه در آن آمده بود : « از حاطب بن ابى بلتعه به اهل مكه ، همانا محمّد خود را آماده كرده است و نمىدانم كه قصد شما را دارد يا جاى ديگر ؛ ولى در هر حال مواظب خود باشيد » . رسول خدا صلى الله عليه و آله حاطب را فراخواند و پرسيد : اين نامه را مىشناسى ؟ گفت : بله . پرسيد : چه چيزى تو را بر اين كار واداشت ؟ گفت : سوگند به آنكه قرآن را بر تو نازل كرده است ، از زمانى كه ايمان آورده‌ام ، كافر نشده‌ام و از زمانى كه از قريش جدا شده‌ام ، به آنها هيچ كمكى نكرده‌ام ، ولى همانطور كه مىدانيد همهء اصحاب داراى اهل و عشيره در مكه هستند كه حامى خانواده‌شان باشند ، اما من كسى را ندارم و مىخواستم با اين نامه شر قريش را از خانواده‌ام بازدارم و از كمك‌هاى آنها بهره‌مند شوم . از سوى ديگر مىدانستم كه خداوند عذاب و نقمت خود را بر آنها نازل مىكند و نامه من هيچ سودى براى آنها ندارد ! رسول خدا صلى الله عليه و آله گفتار او را تصديق كرد و عذر او را پذيرفت . پس از آن خداوند بخشى از سورهء ممتحنه را بر رسول خود نازل كرد : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِما جاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً فِي سَبِيلِي وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَيْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ وَ مَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ * » ؛ « 1 » اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى مگيريد . با آنها طرح دوستى مىريزيد ، حال آنكه قطعاً به آن حقيقتى كه براى شما آمده
هامش
( 1 ) . ممتحنه ( 60 ) ، 1 .
تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 574 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسين على عربى