اصحابش را بياورد . نجاشى جعفر و اصحابش را آماده كرد و كاملًا آنها را مجهّز نمود و دستور داد كه لباسهاى خوب بر آنها بپوشانند و آنان را با دو كشتى فرستاد .
هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله خيبر را فتح كرد ، پيكى آمد و مژده داد كه جعفر بن ابى طالب و اصحابش از حبشه بازگشتهاند . آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : « نمىدانم كه براى كداميك از اين دو بيشتر خوشحال باشم : به فتح خيبر يا به رسيدن جعفر ؟ ! »
از سفيان ثورى از ابن زبير از جابر انصارى روايت شده است : هنگامى كه نگاه جعفر بن ابى طالب به پيامبر صلى الله عليه و آله افتاد ، براى تعظيم و احترام به رسول خدا صلى الله عليه و آله بر روى زمين سجده كرد . پيامبر صلى الله عليه و آله پيش آمد و ما بين دو چشمانش را بوسيد . « 1 »
شيخ طوسى در تهذيب از امام صادق عليه السلام روايت كرده است : رسول خدا صلى الله عليه و آله جعفر را در بغل گرفت و ما بين دو چشمانش را بوسيد و به وى فرمود : اى جعفر ؛ آيا چيزى به تو عطا نكنم ؟ ! آيا چيزى به تو هديه نكنم ؟ ! آيا چيزى به تو نبخشم ؟ !
مردم ، همگى كنجكاو شدند و گمان مىكردند كه مىخواهد طلا يا نقرهاى را به او هديه كند !
جعفر عرض كرد : چرا اى رسول خدا ، مىخواهم كه چيزى به من عطا كنى . آنگاه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نماز جعفر طيار را به وى تعليم داد . « 2 »
شيخ طوسى ، در امالى از حُذيفة بن يمان روايت كرده است : وقتى جعفر از حبشه به خيبر آمد ، يك قطيفه و مقدارى عطر را براى آن حضرت صلى الله عليه و آله هديه آورد . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : اين قطيفه را به كسى مىدهم كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول هم او را دوست دارند . اصحاب پيش آمدند تا ببينند كه مقصود رسول خدا صلى الله عليه و آله چه كسى است ؟ آن حضرت صلى الله عليه و آله پرسيد : على عليه السلام كجاست ؟
عمّار بن ياسر از جاى خود برخاست تا على عليه السلام را بياورد و هنگامى كه على عليه السلام آمد ، آن را به او داد . « 3 »
مصالحه با فدكىها
واقدى مىنويسد : گفتهاند : هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به خيبر نزديك شد ، محيِّصة بن مسعود را به
هامش
( 1 ) . إعلام الورى ، ج 1 ، ص 209 ؛ سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 3 ؛ مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 683 .
( 2 ) . تهذيب ، ج 3 ، ص 186 ، باب 20 ، حديث 1 ؛ كافى ، ج 3 ، ص 465 ؛ الفقيه ، ج 1 ، ص 347 .
( 3 ) . امالى شيخ طوسى ، ص 36 .