اهل قموص آمادهء كارزار شده و با تير و كمان بالاى ديوارهاى قلعه سنگر گرفته بودند . كِنانة نيز كمان خويش را به دست گرفته بود ؛ اما از ترس و لرز نتوانست تيراندازى كند و به اهل قلعه اشاره كرد كه تيراندازى نكنند . آنها در قلعه پنهان شدند و بالاى ديوارها نيامدند .
رسول خدا صلى الله عليه و آله آنها را چهارده روز محاصره كرد . « 1 » و هنگامى كه مشاهده كرد در قلعههاى خويش پنهان شدهاند و هيچ كدام به مبارزه نمىآيند ، تصميم گرفت كه منجنيقها را به كار بيندازد .
محاصره ، يهوديان را دچار مشكل كرده و ترس در دل ايشان انداخته بود . آنها اطمينان داشتند كه هلاك خواهند شد ، براى همين كِنانة ، فردى به نام شمّاخ را نزد رسول اللَّه صلى الله عليه و آله فرستاد .
هنگامى كه شمّاخ از قلعه بيرون آمد ، مسلمانان او را دستگير كرده و نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آوردند .
او به رسول خدا صلى الله عليه و آله گفت كه كِنانة مىگويد : آيا مىتوانم پايين بيايم تا با تو صحبت كنم ؟ ! آن حضرت جواب مثبت داد و شمّاخ براى رساندن پيام بازگشت .
كِنانة همراه چند نفر از يهوديان از قلعه پايين آمدند و با رسول خدا صلى الله عليه و آله بر سر اين موارد مصالحه كردند :
1 . خون كسانى كه در قلعهها هستند حفظ شود و فرزندانشان براى آنها باقى بماند .
2 . يهوديان از قلعه و اراضى آن خارج شوند .
3 . زمين و اموالى را كه در اختيار دارند از قبيل : طلا ، نقره ، سلاح و لباس به جز لباسى كه بر تن دارند ، در اختيار مسلمانان بگذارند .
پس از مصالحه رسول خدا صلى الله عليه و آله افرادى را فرستاد كه اموال را تحويل بگيرند و افرادى را هم فرستاد تا اسلحهها را تحويل بگيرند . در آنجا هزار نيزه و پانصد كمان عربى با تيردان آن و چهار صد شمشير و صد زره يافتند . « 2 »
هدر رفتن خون به خاطر جواهرات
هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله قلعههاى نطاة را فتح كرد ، كِنانة بن ابى الحقيق را ترس و وحشت فرا گرفت
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 670 ؛ سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 347 .
( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 670 ؛ مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 204 .