شفاه رَسُولُ اللَّهِ منهُ بِتَفْلةٍ * فبُورِكَ مرقيّا و بورك راقياً
در آن روز على عليه السلام به چشم درد مبتلا بود و به دنبال دارويى بود ، امّا هنگامى كه دوايى براى درد خود نيافت ، رسول اللَّه صلى الله عليه و آله با آب دهان خود او را شفا داد و چه مبارك بود آب دهان پيامبر و چه مبارك بود چشمان على عليه السلام !
و در ادامه چنين سرود :
سَأُعطى الرايةَ اليومَ صَارِمَاً * كمياً محباً للرسولِ مواسياً
يُحبُّ إلهى و الالهُ يُحبُّهُ * بِه يَفْتَحُ اللَّهُ الحصونَ الأوابيا
فَاصْفى بِهَا دُونَ البَريَّةِ كُلّها * عَلياً و سماه الوزير المؤاخيا
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : امروز پرچم را به كسى مىدهم كه درهم شكننده ، قوى پنجه و دوستدار و علاقمند رسول خدا است . او كسى است كه خدا را دوست دارد و خدا هم او را دوست دارد و خدا به وسيلهء او قلعههاى بلند را فتح مىكند . من او را از ميان همهء خلايق برمىگزينم ، همو كه بلند مرتبه است و او را وزير و برادر خويش خواند . « 1 »
تسليم شدن يهوديان !
پس از فتح قلعهء ناعم به تدريج قلعههاى نطاة و شق كه هر كدام شامل چندين قلعه مىباشد فتح شد تا نوبت به قلعهء نزار رسيد . يهوديان در اين قلعه جمع شده بودند و مقاومت مىكردند تا اين كه شكست خوردند .
واقدى مىنويسد : هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله قلعهء نِزار را فتح كرد ، اهالى آن گريختند و نزد اهالى وَطيح و سُلالِم و كتيبه رفتند . در كتيبه يهوديان و زنان و فرزندانشان بيش از دو هزار نفر را تشكيل مىدادند . تمام يهوديان نطاة و شِق نيز به آنها ملحق شده بودند و با هم به قَموص ، كه همان قلعهء بنى ابى الحقيق بود ، رفتند . « 2 »
رسول اللَّه صلى الله عليه و آله نيز در همين زمان به سوى كتيبه و وَطيح و سُلالِم حركت كرد .
هامش
( 1 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 128 - 129 .
( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 344 و 350 .