مانده بود ديگر نمىتوانست توحيد را منكر شود ، پس با پيروزيش بر آنان گويا گناهش در نظر آنان آمرزيده شده بود !
مأمون در اينجا گفت : اى اباالحسن شيرى را كه خوردهاى حلالت باد ! « 1 »
زمان نزول سورهء فتح
قمى « 2 » و طبرسى « 3 » و راوندى « 4 » و حلبى « 5 » مىگويند كه سورهء فتح بعد از اتمام صلحنامه به وسيله پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و در اوائل بازگشت به سوى مدينه نازل شده است . و شيخ طوسى از قَتادة « 6 » و طبرسى از و جماعتى از مفسران « 7 » و از مُجمّع بن جاريهء انصارى بدون سند « 8 » اين را نقل كرده ، اما واقدى آن را به طور مستند آورده است . « 9 »
قمى نقل مىكند : رسول الله صلى الله عليه و آله هنگام حركت به سوى عمره ، اعراب بين راه را تشويق به همراهى با خود مىكرد ، اما هيچ كس با او همراهى نكرد . آنها مىگفتند : آيا محمد و اصحابش اميد دارند كه وارد حرم شوند در حالى كه قريشيان به كنار شهرشان رفتند و به جنگ با آنها پرداختند ؟ ! به حقيقت كه محمد و اصحابش هرگز به مدينه باز نخواهند گشت : پس از آنكه مسلمانان به سوى قريشيان در كنار شهرشان رفتند و از گزند آنها در امان مانده و با انعقاد صلحنامهاى بازگشتند ، گويى كه اين حادثه فتح و پيروزى آشكارى بود نسبت به آنچه كه مشركان و منافقان گمان مىكردهاند خداوند در سورهء فتح به اين مطلب اشاره كرده و فرموده است :
« سَيَقُولُ لَكَ الُمخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا فَاسْتَغْفِرْ لَنا يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ لَكُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً إِنْ أَرادَ بِكُمْ ضَرًّا أَوْ أَرادَ
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا ، ج 1 ، ص 202 .
( 2 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 314 .
( 3 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 205 .
( 4 ) . قصص الانبياء ، ص 374 .
( 5 ) . مناقب ، ج 1 ، ص 204 .
( 6 ) . التبيان ، ج 9 ، ص 312 - 313 .
( 7 ) . مجمع البيان ، ج 9 ، ص 166 .
( 8 ) . همان ، ص 167 .
( 9 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 617 .