تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
با خود نياورند ، مگر سلاح مسافر كه عبارت است از : كمان و شمشير غلاف شده . بر اين نامه مهاجران و انصار شاهد بوده‌اند و على بن ابىطالب آن را نوشته است . » سپس رسول الله صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود : « اى على ، اگر چه كه امروز از محو كردن نام من به درخواست آنها امتناع ورزيدى ، اما قسم به آن كه مرا به حق به رسالت برگزيده است ، تو در حالى كه مجبور و مظلوم هستى ، درخواست فرزندان آنها را در چنين امرى خواهى پذيرفت . » « 1 » پس از آن‌كه صلح‌نامه را نوشتند ، قبيلهء خزاعه برخاستند و اعلام كردند : با رسول الله صلى الله عليه و آله هم پيمان هستيم . قبيلهء بنى بكر هم برخاستند و اعلام كردند : ما با قريش هم پيمان هستيم . اين صلح‌نامه در دو نسخه تنظيم شد كه يك نسخه نزد رسول الله صلى الله عليه و آله و يك نسخه نزد سُهيل بن عمرو باقى ماند . « 2 »

پايبندى به صلح نامه

طبرسى در مجمع البيان از مِسوربن مَخرمه نقل كرده است : وقتى كه طرفين مشغول نوشتن صلح نامه بودند ، ابوجَندل بن سُهيل بن عمرو ، در حالى كه پاهايش به بند كشيده بود ، پيش آمد . او از پايين مكه خارج شد و به سرعت خود را به ميان مسلمانان رسانيد . او در مكه اسلام آورده و براى همين به شدت اذيت و شكنجه شده بود . پدرش سهيل گفت : اى محمد ، اين اوّلين موردى است كه از تو مىخواهم تا دستور دهى او را برگردانند . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : ما هنوز صلح نامه را امضاء نكرده‌ايم . سهيل گفت : در اين صورت به خدا قسم كه من بر سر چيزى با شما مصالحه نخواهم كرد . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : او را در پناه من قرار بده . گفت : چنين كارى نمىكنم . فرمود : بيا و حرف
هامش
( 1 ) . قمى ، ج 2 ، ص 314 وى مىنويسد : در جنگ صفين كه طرفين به حكمين راضى شدند ، كاتب نوشت : اين صلحنامه‌اى است كه اميرالمومنين ، على بن ابىطالب و معاويةبن ابى سفيان آن را به امضا مىرسانند . عمرو عاص گفت : اگر مىدانستيم كه تو اميرالمومنين هستى ، با تو وارد جنگ نمىشديم . بلكه بنويس : اين صلح نامه‌اى است بين على بن ابىطالب و معاوية بن ابى سفيان . اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : صدق الله و صدق رسول الله صلى الله عليه و آله : همانا پيامبر صلى الله عليه و آله مرا از اين روز خبر داده بود و آن‌گاه كاتب همين را نوشت . ( 2 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 314 ؛ مجمع البيان ، ج 9 ، ص 179 .