تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
عامرى ، سفير صلح روايت نموده يكى دانسته است . او از آن‌جا مىنويسد : سُهيل بن عمرو در هنگام مذاكره رو به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كرد و گفت : اى محمد ، بردگان ما به تو پيوسته‌اند ، آنها را به ما بازگردان ! رسول الله صلى الله عليه و آله با شنيدن اين سخن ، بسيار خشمگين گرديد و فرمود : « اى جماعت قريش ، از كفر و لجبازى خود » دست برداريد و گرنه خداوند مردى را به سوى شما مىفرستد كه قلب او را براى ايمان آزموده است و او گردن‌هاى شما را بر اى پذيرش دين مىزند » . بعضى از كسانى كه در آن‌جا حاضر بودند پرسيدند : اى رسول خدا ، او كيست ؟ فرمود : « او كسى است كه در چادر مشغول تعمير كفش است » . افراد به سوى چادر رفتند تا ببينند كه اين مرد كيست ، و ديدند كه اميرالمؤمنين على بن ابىطالب عليه السلام است . « 1 »

مصالحه با قريشيان مكه

در روضهء كافى با سندى از امام صادق عليه السلام آمده است : قريشيان سُهيل بن عمرو و حُويطب بن عبدالعزّى را به سوى آن حضرت فرستادند . رسول الله صلى الله عليه و آله دستور داد كه شترهاى قربانى را در معرض ديد آنها قرار دهند . آنها سؤال كردند : براى چه آمده‌اى ؟ فرمود : آمده‌ام تا بر كعبه طواف كنم و ميان صفا و مروه سعى به جاى آورم و اين شترها را قربانى كنم و گوشت‌هاى اين شترها را براى شما رها كنم . گفتند : همانا قريشيان تو را به خدا و حق خويشاوندى قسم مىدهند كه بدون اذن آنها وارد شهرشان نشوى و قطع رحم ننمايى و دشمنان را بر آنها مسلط نكنى ، اما رسول الله صلى الله عليه و آله هيچ پيشنهادى را قبول نكرد مگر اين‌كه داخل مكه شود . « 2 » قمى در تفسيرش از امام صادق عليه السلام آورده است : قريشيان ، مِكرز بن حفص بن أحيف و سُهيل بن عمرو را به سوى آن حضرت فرستادند .
هامش
( 1 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 122 - 123 . ( 2 ) . روضهء كافى ، ص 268 .