تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
رفت و در كنار اثاثيهء آنها نشست و فرمود : خداوند به من دستور داده است كه با شما بيعت كنم . پس مردم جمع شدند و با او بيعت كردند كه فرار نكنند . « 1 » . شيخ مفيد در ارشاد مىنويسد : حضرت على عليه السلام پارچه‌اى را بين آن حضرت صلى الله عليه و آله و زنان قرار داد كه زنان با در دست گرفتن يك طرف پارچه با آن حضرت بيعت مىكردند و رسول الله صلى الله عليه و آله طرف ديگر آن را لمس مىكرد . « 2 » كلينى روايت كرده است كه چون عثمان در مكه بود ، رسول الله صلى الله عليه و آله يك دست خود را بر دست ديگر خود گذاشت و به نيابت از عثمان بيعت كرد . « 3 »

تعمير كنندهء كفش ؟

شيخ مفيد در ارشاد با سندى از على بن الحسين عليه السلام روايت كرده است : هنگامى كه بند كفش رسول الله صلى الله عليه و آله پاره شد ، آن را به على عليه السلام داد تا تعمير كند . سپس در حالى كه يك لنگه كفش به پا داشت به اندازهء يك تير انداختن يا در حدود آن راه رفت ، آن‌گاه رو به اصحابش كرد و فرمود : « يكى از شما بر تأويل قرآن مىجنگد ، چنان‌كه به همراه من براى تنزيل قرآن جنگيد » . ابوبكر سؤال كرد : آيا آن شخص من هستم ؟ فرمود : نه . عمر پرسيد : آيا من هستم ؟ فرمود : نه . افراد ساكت شدند و به همديگر نگاه مىكردند تا اين‌كه رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود : « او همان كسى است كه كفش را تعمير مىكند » . و به على عليه السلام اشاره كرد و فرمود : « او به هنگامى كه سنّت من كنار گذاشته مىشود و كتاب خدا سوزانده مىشود و افرادى كه شايستگى ندارند دربارهء دين سخن مىگويند ، براى احياى دين خداى عزوجل با آنها پيكار مىكند . » « 4 » گويى كه شيخ مفيد اين حديث را با حديثى كه رسول الله صلى الله عليه و آله آن را هنگام ديدار با سُهيل بن عمرو
هامش
( 1 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 204 ؛ مناقب ، ج 1 ، ص 202 ؛ سيره ابن اسحاق ، ج 3 ، ص 330 . ( 2 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 119 . ( 3 ) . روضهء كافى ، ص 268 . ( 4 ) . شرح ابن ابى الحديد ، ج 3 ، ص 206 ؛ مستدرك در ج 3 ، ص 122 مُسند ابويعلى موصلى ، ج 2 ، ص 341 ؛ مسند احمد ج 3 ، ص 82 .