تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
واقدى اضافه مىكند : مسلمانان سه هزار نفر بودند كه 36 اسب داشتند . بنابراين اموال را به سه هزار و هفتاد و دو سهم تقسيم كردند و به اسب دو سهم و به صاحبش يك سهم مىدادند . كسى كه غنائم را بين مسلمانان تقسيم مىكرد ، مَحميّة بن جَزء زُبيدى بود . پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داده بود : مادر و فرزندانش از هم جدا نشوند تا بالغ شوند . پرسيدند : نشانهء بلوغ چيست ؟ فرمود : تا هنگامى كه دختران قاعده و پسران محتلم شوند . براى همين مادر به همراه فرزندان كوچكش فروخته مىشد و آنها را از هم جدا نمىكردند . گفته‌اند : هنگامى كه مىخواستند اسيران را تقسيم كنند ، دختران و زنان جوان را در كنارى و پير زنان را در گوشهء ديگر جاى دادند . آنها به عثمان بن عَفّان و عبدالرحمان بن عوف فروخته شدند . در اين حال عبدالرحمان ، عثمان را مخير كرد كه هر گروه را كه مىخواهد ، بردارد . عثمان گروه پيرزنان را برداشت و در نتيجه سود زيادى نصيب وى شد ، زيرا پيرزنان بر خلاف جوانان ، طلا و جواهر زيادى به همراه خود داشتند . از محمد بن مَسلمة روايت كرده است : سهم من و اسبم از اسرا و زمين و اثاثيه 45 دينار شد كه در آن روزگار با اين مبلغ يك زن را به همراه فرزندش خريدم . و از أسلم بن نَجرهء ساعدى نقل كرده است : ابوالشحم يهودى دو زن را به مبلغ صد و پنجاه دينار خريدارى كرد كه هر كدام از آنها سه فرزند دختر و پسر داشتند . همچنين روايت كرده است : آن حضرت صلى الله عليه و آله براى خلّادبن سويد كه زير ديوارهاى قلعه به واسطهء سنگى كه پرتاب شده بود ، به شهادت رسيد ، سهمى قرار داد و براى ابى سنان بن مِحصَن كه در ميان جنگجويان حضور داشت و فوت كرد ، سهمى قرار داد . پنج زن نيز در غزوه بنىقُريظه حضور داشتند كه سهمى براى آنها قرار نداد ؛ اما هديه‌اى را به آنها اعطا كرد . « 1 » دربارهء اين غزوه ، آيات 26 تا 27 سوره احزاب نازل شد كه خداوند مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 521 - 525 .