تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
همان كسى است كه در تورات بدان بشارت داده شده‌ايد . در اين صورت خون و مال و زنانتان در امان مىماند . گفتند : ما هيچ‌گاه از تورات جدا نمىشويم و آن را با چيز ديگرى عوض نمىكنيم ! گفت : اگر اين را قبول نمىكنيد ، پس بياييد زنان و فرزندان خود را به قتل برسانيم و سپس با شمشيرهاى كشيده بر محمد هجوم آوريم . در اين صورت چيزى در پشت سر نداريم كه نگران آن باشيم و آن قدر مىجنگيم تا خدا بين ما و محمد حكم كند . پس اگر كشته شديم كه غمى نداريم ، چون زن و فرزندى از خويش باقى نگذاشته‌ايم كه نگران آنها باشيم و اگر پيروز شديم كه دوباره زن و فرزندان جديدى براى خويش فراهم مىكنيم ! گفتند : چگونه اين بيچاره‌ها را بكشيم ؟ ! زندگى بدون آنها چه خيرى دارد ؟ گفت : اگر اين را هم قبول نمىكنيد ، بايد بدانيد كه امشب ، شب شنبه است و شايد كه محمد و اصحابش در آن به استراحت پرداخته‌اند ، پس بياييد همگى از قلعه بيرون برويم تا شايد آنها را غافلگير كرده و ضربه‌اى به آنها وارد كنيم ! گفتند : شنبهء خود را خراب كنيم و در آن دست به كارى بزنيم كه پيشينيان ما انجام دادند و مسخ شدند ؟ ! گفت : از زمانى كه مادرتان شما را زاييده است هيچ كدام ، حتى براى يك شب ، كاردان و دورانديش نبوده‌ايد ! « 1 »

خيانت ابو لبابه

طبرسى در مجمع البيان از كلبى ، از زُهرى نقل مىكند : رسول اللّه صلى الله عليه و آله هر پيشنهادى را ردّ مىكرد ، مگر اين‌كه بر حكم وى گردن نهند . پس يهوديان گفتند : ابولبابه را به سوى ما بفرست تا با او مشورت كنيم . او هم پيمان بنى قريظه بود و براى همين خيرخواه آنها به شمار مىرفت . « 2 » قمى نقل كرده است : رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود : اى ابولبابه ، به سوى هم پيمانان و هم قسمان خويش برو و ببين چه مىگويند .
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 8 ، ص 552 ؛ سيرهءابن اسحاق ، ج 3 ، ص 249 . ( 2 ) . مجمع البيان ، ج 8 ، ص 823 .