تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
از روزها مشغول نگهبانى بود كه خواب چشمانش را فرا گرفت و در كنار خندق خوابيد . در اين وقت عُمارة بن حرم ، شمشير و كمان و تيردان او را برداشت . او از بازرسان بود و همه جا را سركشى مىكرد . پس از آن‌كه سلاح‌هاى زيد را برداشت ، او را به حال خواب رها كرد . زيد پس از آن‌كه بيدار شد به جزع و فزع پرداخت . رسول اللّه صلى الله عليه و آله از موضوع با خبر شد ؛ لذا زيد را فراخواند و فرمود : اى خوش خواب ! چرا خوابيدى تا سلاح تو را بردارند ؟ ! سپس سؤال كرد : چه كسى از اسلحهء اين نوجوان خبر دارد ؟ عُمارة بن حرم عرض كرد : من يا رسول اللّه . اسلحهء او پيش من است . فرمود : آن را به او بازگردان . « 1 »

رسيدن سپاه دشمن

قمى مىنويسد : رسول الله صلى الله عليه و آله سه روز قبل از رسيدنِ سپاه دشمن از حفر خندق فارغ شد . قريش در منطقهء كنانه و قبايل سُليم و هِلال پس از رسيدن در الزعابه و وادى العقيق اطراق كردند « 2 » و تعداد آنها را ده هزار نفر نوشته‌اند . « 3 » طبرسى در تفسير خود مىنويسد : قريشيان همراه احزاب ديگر از بنى كنانه و اهالى تهامه كه ده هزار نفر بودند ، پيش آمدند تا بين جُرْف و غابه « 4 » مستقر شدند و غَطَفان و همراهان آنها از اهل نَجد پيش آمدند تا دركنار كوه احُد فرود آمدند . « 5 » خداوند در سورهء احزاب مىفرمايد : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً وَجُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَكانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيراً * إِذْ جاؤُكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 453 ؛ تفسير قمى ، ج 2 ، ص 179 . ( 2 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 179 و مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 444 . ( 3 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 176 - 177 . ( 4 ) . جُرف ، در سه مايلى ، حدود 5 كيلومترى مدينه به سوى شام قرار دارد و غابه از مدينه به سوى كوه سَلْع و هشت مايل ، حدود 15 كيلومتر قبل از آن قرار دارد و از خندق بسيار دور تر است . پس صحيح همان است كه از قمىّ نقل شده است ؛ چنان‌كه در مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 444 و روض الانف سهيلى و در حاشيهء سيره ابن هشام ، ج 3 ، ص 230 از او آمده است . ( 5 ) . مجمع البيان ، ج 8 ، ص 535 .
تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 411 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسين على عربى