كوه سَلَح ، سنگهايى را آوردند و در روى خاكريز چيدند . اين سنگها از مهمترين سلاحهاى آنها به شمار مىرفت . « 1 »
رسول اللّه صلى الله عليه و آله به همراه مسلمانان خندق حفر مىكرد تا آنان را با نشاط و داراى انگيزه كند . به همين علّت مسلمانان به سرعت خندق را حفر مىكردند ؛ زيرا مىدانستند كه دشمن به زودى سر مىرسد . « 2 » و رسول اللّه صلى الله عليه و آله در حالى كه با زنبيل خاكها را حمل مىكرد ، اين رجز را مىخواند :
هذا الجمال لاجمال خيبر * هذا أبّر - رَبَّنا - وأطهر
جمال و عظمت اين است نه جمال قلعههاى خيبر ، اما اى خدا ، اين خندق و اين برج و باروها بهتر و پاكيزهتر است .
مسلمانان نيز رجز مىخواندند و اگر فردى را مىديدند كه تنبلى مىكند ، بر او مىخنديدند . « 3 »
رسول اللّه صلى الله عليه و آله در آن ايام فرمود : هيچ كس از شوخىهاى رفيقش كه قصد سوئى نداشته ، ناراحت نشود . لكن به حسّان بن ثابت و كعب بن مالك دستور داد كه شعرى نگويند . و در آن ايام اسم جُعيل بن سُراقه را به عَمْرو تغيير داد . مسلمانان براى او شعر مىخواندند و مىگفتند :
سَمّاه من بعد جُعيلٍ عَمْراً * و كان للبائس يوماً ظهراً . « 4 »
پيامبر او را بعد از جُعيل ( سوسك كوچك ) ، عمرو ناميد و براى آدم بدبخت هم ، روز خوشبختى فرا مىرسد .
رسول اللّه صلى الله عليه و آله هم در تكرار كلمات آخر شعر با آنها همراهى مىكرد و مىگفت : عمراً . . . ظهراً . . .
. « 5 »
از ابى سعيد خُدرى نقل شده است : رسول اللّه صلى الله عليه و آله را ديدم كه همراه مسلمانان مشغول حفر خندق است و خاكها را حمل مىكند و مىخواند :
لاهمّ لولا انت ما اهتدينا * ولا تَصدَّقْنا ولاصلَّينا
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 446 .
( 2 ) . همان ، ص 445 .
( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 446 .
( 4 ) . ابن اسحاق نيز آن را در سيرهاش ، ج 3 ، ص 227 آورده است .
( 5 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 447 - 448 .