تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
به تدريج اين خبر به گوش رسول اللّه صلى الله عليه و آله رسيد و فرمود : قسم به آن كسى كه جانم در دست او است ، من به تنهايى به سوى ميعادگاه حركت مىكنم ، اگر چه هيچ كدام از شما نياييد ! هنگامى كه رسول اللّه صلى الله عليه و آله اين سخن را فرمود ، خداوند به مسلمانان بصيرت عنايت فرمود و ترس شيطانى را از آنها دور كرد . پس از آن پيامبر صلى الله عليه و آله به همراه هزار و پانصد نفر از اصحابش به سوى ميعادگاه حركت كرد . پرچم بزرگ رسول اللّه صلى الله عليه و آله را على بن ابىطالب در دست داشت و آن حضرت صلى الله عليه و آله ، عبدالله بن رواحة را به عنوان جانشين خويش در مدينه تعيين كرد . او همراه يارانش ، در حالى كه كالا و زاد و توشه‌هايى برداشته بودند ، حركت كرد و در هلال ماه ذى القعده به بدر رسيد . در صبح اول ماه بازار بر پا گرديد و آنها به مدت هشت روز در آن‌جا ماندند . در اين مدت بازار هم بر پا بود و در اين داد و ستد ، در مقابل هر دينار ، يك دينار سود بردند ! ابوسفيان به قريش گفت : اى جماعت قريش ، هر آيينه نُعيم بن مسعود را به مدينه روانه كرده‌ايم تا ياران رسول اللّه صلى الله عليه و آله را از خروج پشيمان كند . او شخص پرتلاشى است و به هدف خود مىرسد . امّا ما هم خارج مىشويم و به اندازهء يك يا دو شب راهپيمايى مىكنيم و سپس بر مىگرديم ! اگر محمد خارج نشده باشد كه به گوش وى مىرسد كه ما خارج شده‌ايم و چون او خارج نشده است ، برگشته‌ايم و اين به نفع ما است و اگر خارج شده بود ، اظهار مىداريم از آن‌جا كه امسال ، سالى خشك و بى آب و علف است ، خارج نمىشويم و به صلاح ما نيست كه در غير سال سرسبز و پرآب و علف خارج شويم . گفتند : هر چه تو بگويى . او همراه دو هزار نفر از قريشيان حركت كرد كه در ميان آنها پانصد اسب وجود داشت تا اين‌كه به مَجنّة در سر راه ظَهران رسيدند . در آن‌جا ابوسفيان به يارانش گفت : برگرديد ، زيرا به صلاح ما نيست كه جز در سال سبز و پرآب و علف حركت كنيم . و امسال خيلى خشك است ؛ لذا من برمى گردم و شما هم برگرديد . بدين ترتيب همه برگشتند . براى اين غزوه رسول اللّه صلى الله عليه و آله به مدت شانزده شب از مدينه غايب بود و چهار شب باقيمانده به آخر ماه ذى القعده به مدينه بازگشت . « 1 »
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 384 - 389 .
تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 400 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسين على عربى