تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢

غزوهء خندق « 1 »

على بن ابراهيم قمى در تفسير خود مىنويسد : هنگامى كه رسول الله صلى الله عليه و آله بنى قينقاع و بنى نضير را مجبور به ترك ديار خود كرد ، آن‌ها به خيبر رفتند . در اين زمان رئيس بنى نضير ، حُيّى بن اخطب بود كه نزد قريش رفت و گفت : « همانا محمّد به ما و شما اهانت كرد . ما و پسر عموهايمان بنى قينقاع را مجبور به ترك اموال و ديار خود كرد . در حال حاضر هفتصد نفر مرد جنگجو از عموزادگانمان ؛ يعنى بنى قريظة در يثرب ساكن هستند . بين آنها و محمد قرارداد صلح منعقد شده است ؛ امّا من نزدشان مىروم و آنان را به نقض پيمان تحريك و تشويق مىكنم . در اين صورت آنها با ما متحد مىشوند . شما هم قاصدانى به اطراف و اكناف بفرستيد و هم پيمانان خويش را فرا بخوانيد تا با لشكرى گران به سوى مدينه حركت كنيم . آن‌گاه ما از بالا و بنى قريظه از پايين بر مسلمانان حمله ور مىشويم » . بنى قريظة در بئر مطلّب در دومايلى مدينه ساكن بودند . « 2 » شيخ مفيد در ارشاد مىنويسد : جماعتى از يهود و از جمله : سلّام بن ابى حُقيق نضيرى ، حُيَى بن اخطب ، كنانة بن ربيع ، هَوْذة بن قيس والبى ، ابوعُمارهء والبى و . . . نزد ابى سفيان ، صخربن حرب رفتند « 3 » . طبرسى در تفسير خود مىنويسد : ابورافع و كعب بن اشرف به همراه عده‌اى از علماى يهود به مكه رفتند . پس از رسيدن به مكه ، در منازل قريشيان ساكن شدند و كَعْب بن اشرف به منزل ابى سفيان رفت . ابوسفيان او را بسيار تحويل گرفت و احترام كرد .
هامش
( 1 ) . خندق ، معرّب واژهء كَندِه و به معناى حفره مىباشد . علّت تسميه اين بوده است كه سلمان فارسى به پيامبر پيشنهاد كرد آن را ايجاد كنند . اين غزوه ، ، غزوة الأحزاب هم ناميده مىشود ، زيرا خداوند فرموده است : « ولمّا رأى المؤمنون الاحزاب » ؛ يعنى هنگامى كه مؤمنان احزاب كفار را مشاهده كردند . ( 2 ) . تفسير قمى ، ج 3 ، ص 176 . ( 3 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 91 .