آنها شرم داريم ، تا چه رسد به اينكه بخواهيم آنها را انجام دهيم . بدتر و تلختر از همه اين است كه اين مطالب در كتابهايى وجود دارد كه نزد بسيارى از مسلمانان به صحيحترين كتابها بعد از قرآن كريم توصيف مىشوند و مىخواهند كه پيغمبر ما را كه افضل انبياى الهى و اشرف رسولان آسمانى است ؛ به ما معرفى كنند !
در پاسخ به اين سؤال كه چرا محدثان و مورخان متقدم به نقد و بررسى اين مطالب نمىپرداختهاند ، « شايد بتوان گفت كه نگاه همراه با تقدّس به آثار علمى گذشتگان و به خصوص آثار سيره نويسان باعث شده است كه سيره نويسان بعدى ، نگاه منتقدانهاى به محتواى كتابها نداشته باشند ، از اين رو ما هيچگاه نمىبينيم كه يكى از اينها محتواى كتابها را نقد كرده و غيرواقعى بودن يا ضعف آنها را بشناساند .
تا كمى پيش از اين ، علم سيره از نقّادى محروم بوده است تا اينكه بعضى متأخرين ، يك يا دو خبرى را كه دستاويزى براى طعن به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مىشد انتخاب كرده و آن را از زوايدى كه بعداً به آن اضافه شده بود ، پاك كرده و دلايل و برهانهاى آشكارى را دربارهء آن بيان كردند تا جوابى در مقابل طعنهزنندگان به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله باشد .
استاد شيخ محمد عبده يكى از افرادى بود كه چنين كارى را در مورد ازدواج پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله با زينب ، دختر جحش كه ابتدا او را به پسر خواندهاش زيد بن حارثه تزويج كرده بود ؛ انجام داد و بسيارى از آراء سخيف و طعنههايى را كه در مورد عشق پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به زينب شايع شده بود مردود دانست .
در سالهاى اخير استاد بزرگوار و فاضل جناب سيدجعفر مرتضى كتاب الصحيح فى سيرة النبى را تأليف كرده است . او سيرهنويسى را همانند ابن اسحاق پىگيرى كرده و با استدلال و برهان خبرهاى باطل را حذف و حقايقى را اثبات كرده است . در واقع كتاب وى همان سيرهء ابن اسحاق است كه با روش جديد و به دور از لغو و اشتباه و سخنان ناروا نگاشته شده است . « 1 »
اگر مراجعه كنندهء به اين منابع از همان ابتدا پر از احساس تقدّس كوركورانه و سادهلوحانه نسبت به
هامش
( 1 ) . نك : مقدمهء سيرهء ابن هشام ، ج 1 و مقدمهء الصحيح فىسيرة النبى ، ج 1 ، ص 16 - 17 .